امروز: پنج شنبه 31 خرداد 1397 برابر با 21 جون 2018

یکشنبه, 27 خرداد 1397 12:55
به بهانه روز جهانی بیابان زدایی/ زمین به آیندگان تعلق داردگزارش مکتوب: به بهانه روز جهانی بیابان زدایی / زمین به آیندگان تعلق دارد
بیابان ها سالانه حدود 900 میلیارد ریال به زیر ساخت های کشاورزی ، صنعتی و عمرانی استان اصفهان خسارت وارد می کند.
به گزارش خبرگزاری صدا و سیما ، مرکزاصفهان ؛ امروز17 ژوئن (27 خرداد) روز جهانی بیابان زدایی است؛ روزی که کام تشنه بیابان های خواهان آن است که  ترک های حاصل از غفلتمان را در مورد حق فراموش شده آن ها ، به جا آوریم.
بيابان به مناطق داراي اقلیم های فراخشك و خشك كه ميزان متوسط بارندگي ساليانه آن كمتر از 50 ميلي متر و درصد پوشش گياهي چندساله آن كمتر از ده درصد باشد اطلاق مي شود.
کاشت درختان و گیاهان مقاوم و متناسب با مناطق خشک همچون گیاهان شوره‌زی،پخش سیلاب و پخش آب،تعادل دام و مراتع برای حفاظت از پوشش گیاهی موجود، بهره گیری از روش‌های کارآ در انباشتن آب باران،احیاء شوره زارها وسوخت‌های جایگزین از راههای مقابله با بیابان زایی است.
مرهمی بر زخم های زمین: فلات مرکزی ایران یکی از معروفترین مناطق خشک جهان محسوب می شود.
بر اساس آمار سازمان جنگل‌ها، مراتع و آبخیزداری، 61 درصد از مساحت کشورمعادل 32 و نیم میلیون هکتار در اقلیم خشک و فرا خشک قرار گرفته (سه و یک دهم برابر درصد جهان) ودر حال حاضر سرانه بیابان در کشور پنجاه صدم درصد  و  سرانه جهانی آن بیست و دو صدم هکتار گزارش شده است. شش و هفت دهم میلیون هکتار کانون های بحرانی  تحت فرسایش بادی کشور در ۲۳۳ منطقه، ۹۶ شهرستان و ۱۸ استان پراکنده است.
هر چند که کشور ما به طور ذاتی در منطقه‌ای بیابانی قرار گرفته ولی بهره‌برداری غیر اصولی و بی‌توجهی انسان سبب تشدید این شرایط می‌شود.
شخم زمین ها  در جهت شیب،بهره برداری نادرست از زمین‌های کشاورزی،استفاده‌ی افراطی از کود و سموم شیمیایی،چرای مفرط و بیش از ظرفیت از مراتع، بهره برداری‌های بی‌رویه از جنگل‌ها و سفره‌های آب زیرزمینی که منجر به شوری آب و درنهایت شوری خاک می شود و همچنین تبدیل نابه‌خردانه‌ی زمین های  ملی به کشاورزی، ویلاسازی  از جمله عملکرد سوء انسان است که منجر به پدیده بیابان‌زایی شده است.
ایران ، یک و دو دهم  درصد خشکی‌های جهان، دو و چهار دهم درصد پدیده‌های بیابانی فاقد پوشش و سه و هشت صدم  درصد مناطق بیابانی جهان را در خود جای داده است.
به بهانه روز جهانی بیابان زدایی/ زمین به آیندگان تعلق دارد... بیابان زدایی در استان اصفهان از اقدام تا عمل: حدود 30 درصد مساحت استان اصفهان بیابانی است. خسارت وارده از بیابان به زیر ساختهای استان اصفهان سالانه حدود 900 میلیارد ریال است.
رئیس اداره امور بیابان اداره کل منابع طبیعی و آبخیزداری استان اصفهان با اشاره به اینکه تاکنون 16 کانون فرسایش بادی به وسعت یک میلیون و 92 هزار هکتار در استان اصفهان شناسایی شده است گفت: دشت  سجزی به وسعت 35 هزار هکتار و محور نایین به انارک به وسعت 67 هزار هکتار به ترتیب بحرانی ترین این کانون ها هستند.
حسین علی نریمانی افزود: اجرای طرح های بیابان زدایی در این استان تاکنون سبب حفظ و پایداری 38 هزار هکتار زمین کشاورزی و هزار کیلومتر جاده و راه آهن شده است. وی ادامه داد: از وسعت سه میلیون و 200 هزار هکتاری بیابان های استان  تاکنون 307 هزار هکتار آن تبدیل به جنگل دست کاشت شده است و پیش بینی می شود با توجه به اختصاص اعتبار تا پایان سال طرح بیابان زدایی در وسعت 15 هزارو 690 هکتار از بیابان های استان اجراشود. اما به گفته معاون وزیر جهاد کشاورزی و رئیس سازمان جنگل ها، مراتع و آبخیزداری در سال های اخیر بحث ریزگردها که منشا داخلی و نیز خارجی دارد، باعث بروز مشکلاتی برای کشور شده است که شاخص این مشکلات در سال 1395 در استان خوزستان بود و به دنبال آن دیگر استان ها نیز گرفتار ریزگردها و بیابان زایی شدند اما  بنا بر اصلاحاتی که در آخرین روزهای تصویب بودجه 1397 صورت گرفت، بودجه مقابله با ریزگردها تنها به خوزستان اختصاص یافت. 
خلیل آقایی افزود: مقابله با ریزگردها در هفت استان دیگر از جمله اصفهان هم باید مدنظر قرار گیرد.
معاون فنی اداره کل منابع طبیعی و آبخیز داری استان اصفهان هم  با اشاره به اینکه بخش اعظمی از گرد و غبارهای موجود در کلانشهر اصفهان ناشی ازکانون بحرانی دشت سجزی است گفت: از وسعت 40 هزار هکتاری منطقه ،تاکنون  9 هزار هکتار آن نهال کاری و مالچ پاشی شده است.
عبدالرضا مهاجری با اشاره به اینکه  هشت هزار هکتار از زمین های تخریبی حاصل از فعالیت صنایع در سجزی نیازمند اعتبار 400 میلیارد ریالی است افزود: امسال هم هزار هکتار از این زمین ها  با 50 میلیارد ریال اعتبار نهال کاری و مالچ پاشی می شود. یکی از فعالیت هایی که در دانشگاه آزاد اسلامی واحد اصفهان در حال انجام است، مقابله با پدیده ریزگردهاست، بر اساس پژوهشی که دراین دانشگاه  انجام شد بر خلاف روش های قدیمی مالچ پاشی که ذرات ممکن است در اثر وزش باد و توفان در هوا معلق شوند از جنس خود خاک، مالچ رسی ابداع شد که در بیابان استفاده می شود و با وزش باد از روی خاک بلند نمی شود. این طرح مورد حمایت معاونت علمی و فناوری ریاست جمهوری نیز قرار گرفته و در مناطق بیابانی شرق اصفهان با موفقیت اجراشده است.
(کد خبر: ۲۱۵۴۵۷۲ / تاریخ انتشار: ۲۷ خرداد ۱۳۹۷ - ۱۱:۳۰)
پنج شنبه, 24 خرداد 1397 16:30
پایان مالچ پاشی و نهال کاری در بحرانی ترین کانون فرسایش بادی استانحدود 30 درصد مساحت استان اصفهان بیابانی است؛ بیابان زدایی در بحرانی ترین کانون فرسایش بادی اصفهان 
مالچ پاشی و نهال کاری در وسعت 500 هکتاری بحرانی ترین کانون فرسایش بادی استان اصفهان با 16 میلیارد ریال هزینه اجرا شد. 
به گزارش خبرگزاری صدا و سیما ، مرکز اصفهان ؛ رئیس اداره امور بیابان اداره کل منابع طبیعی و آبخیزداری استان اصفهان هدف از اجرای این طرح در دشت سجزی را ضمن کنترل فرسایش بادی, کاهش خسارت به فرودگاه بین المللی شهید بهشتی, پایگاه هوایی شهید بابایی, محور ترانزیتی شمال به جنوب و خطوط ریلی بیان کرد.
آقای حسین علی نریمانی افزود: برای نهال کاری تاغ و مالچ پاشی این کانون بحرانی که از آبان پارسال آغاز شد و تا امسال ادامه داشت,حدود 16 میلیارد ریال هزینه شد. 
وی با اشاره به اینکه تاکنون 16 کانون فرسایش بادی به وسعت یک میلیون و 92 هزار هکتار در استان اصفهان شناسایی شده است ادامه داد: دشت سجزی به وسعت 35 هزار هکتار و محور نایین به انارک به وسعت 67 هزار هکتار به ترتیب بحرانی ترین این کانون ها هستند. وی گفت: تاکنون از وسعت هشت هزارو 500 هکتاری کانون بحرانی اولویت دار دشت سگزی, پنج هزار هکتار آن تثبیت شده است. 
رئیس اداره امور بیابان اداره کل منابع طبیعی و آبخیزداری استان اصفهان افزود: اجرای طرح های بیابان زدایی در این استان تاکنون سبب حفظ و پایداری 38 هزار هکتار زمین کشاورزی و هزار کیلومتر جاده و راه آهن شده است. 
نریمانی پیش بینی کرد تا پایان سال طرح بیابان زدایی در وسعت 15 هزارو 690 هکتار از بیابان های استان اصفهان اجراشود.
از وسعت سه میلیون و 200 هزار هکتاری بیابان های استان اصفهان (30 درصد مساحت استان) تاکنون 307 هزار هکتار آن تبدیل به جنگل دست کاشت شده است.
(کد خبر: ۲۱۵۲۷۷۵ / تاریخ انتشار: ۲۴ خرداد ۱۳۹۷ - ۱۰:۴۲)
دوشنبه, 21 خرداد 1397 20:41
انارک نیوز - تابستان 1392 تلنباری از دشواری ها برای کارخانه آجر آژند انارک وجود داشت. 
1- جهاد کشاورزی بدون توجه به عدم تأمین آب موردنیاز توسط آب و فاضلاب نایین بر تکمیل کارخانه آجر پافشاری می کرد. 
2- جهاد کشاورزی توجهی به درخواست تغییر کاربری پروژه نداشت. 
با شروع سال 1393 بر مشکلات غیر قابل حل بالا موارد زیر نیز افزون شد. 
1- شرکت آحر آژند انارک که برای تسهیل و سرعت گرفتن پروژه پا پیش گدارده بود با توجه به توقف اجباری پروژه و تورم لجام گسیخته با حدود 40% پیشرفت فیزیکی دچار مشکلات اقتصادی گردید.
2- سرمایه گذاری مردم انارک برای ایجاد اشتغال جوانانشان روی زمین ماند و امیدی به پیشرفت پروژه نبود پس از آنان درخواست شد برای دریافت سرمایه خود مراجعه نمایند.
3- یکی از همشهریان و دوستان گرامی وجدان درد گرفت و اختلاف فنی در پیمانکاری ساخت فونداسیون سوله ها را قبل از طرح در یک کمیته فنی به دادگاه کشاند که شلیک تیر خلاص بر پیکر نیمه جان و مردد شرکت آحر آژند انارک بود.

سال 1394 نیز تلاشهای مستمر برای یگانه راه حل که تغییر کاربری بود و زیان بزرگی نیز به سرمایه گذاری انجام شده در کارخانه آجر می زد راه به جایی نبرد.
اواخر سال نمایندگی شهرستانهای نایین و خور و بیابانک در مجلس شورای اسلامی به آقای عباسعلی پوربافرانی رسید.

بالاخره در اردیبهشت ماه 1395 رأی سازمان جهاد کشاورزی استان اصفهان مبنی بر فسخ قرارداد (اجاره اراضی ملی و دولتی برای دو سال) حمید رحیم پور انارکی ابلاغ شد. حال بایستی زمین بدون حق هرگونه ادعا و اعتراض مسترد می شد. زمینی که دیگر زمین بکر قبلی نبود و صدها میلیون تومان بابت ساخت کارخانه آجر خرجش شده بود.
سازمان جهاد کشاورزی رأی استرداد در صورت تکمیل نشدن کارخانه آجر بدون توجه به عدم تأمین آب آن را بر کرسی نشاند. سازمان علاوه بر قدرت در زمینه اجرایی، وکیل مجرب هم در زمینه دفاع قضائی دارد. پروژه آجر نابود شد و امید اهالی انارک بر باد رفت. سرمایه گذاران در ماتم تنهایی نشستند.

در زمستان 1395 با سختی بسیار مجوز و موافقت اصولی برای شترداری در قسمت بسیار کوچکی از آن زمین هم گرفته شد که بجز صرف هزینه و وقت ثمری نداشت. معلوم گشت در صورتی طرح شترداری قابل اجرا است که ابتدا سرمایه گذار آجر، بدون طرح در دادگاه همه آنچه را که ساخته به دولت انتقال دهد تا بعداً قسمتی از آن برگشت شود. این باخت مضاعف بود. طرحی را که مسئولین حمایت تمام می کردند به اینجا رسید وای بر طرح پرورش شتر پرواری در انارک که در آن اما و اگر بود.

از بهار 1395  در چند نوبت درخواست رفع تظلم از طریق سایت و فاکس و اظهار شفاهی به آقای پوربافرانی داده شد.

در سال 1396 قول شفاهی برای حل مشکل از سوی جهاد نایین و استان در حد حرف باقی ماند. بنای امید و انگیزه ها با این بدقولی به یکباره فروریخت. شکست سرمایه گذاری در منطقه محروم انارک پذیرفته شد.

اینک از مردمی که تابحال سرمایه خود را به امید تکمیل کارخانه دریافت نکرده اند عاجزانه درخواست می شود با در دست داشتن برگه سهام و فیش بانکی به آقایان رحیم پور یا جعفر زاهد در انارک مراجعه نمایند که به زودی با حکم دادگاه نایین از سرمایه گذار خلع ید می شود.
(21 خرداد ماه 1397)
یکشنبه, 20 خرداد 1397 19:15
هُرم داغ آفتاب از تار و پود لباس های نازک و نخی عبور می کند و گرمای 49 درجه، پوست خیس و عرق گرفته را می سوزاند. گرمایی خشک و سوزان که 23 سال، هر روز، روزی شش ساعت، میزبان 100 کارگر معدن با قراردادهای سه ماهه و سفید امضاست. روزی شش ساعت، منهای اضافه کاری‌ها و شیفت‌های شب. تا موقعی که 23سال کارگری در 240 متر زیر زمین به خط پایان برسد و 35 روز حقوق بازنشستگی که خانه پُرش می‌شود، یک میلیون و هشتصد یا دو میلیون تومان، ته جیب کارگران را بگیرد. 23 سال بعد، جشن بازنشستگی کارگرها می شود همان موقعی که چشم‌هایشان از سو افتاده، ریه هایشان به سُرب آغشته شده، سرفه‌های خشک و پی درپی به نفس هایشان پیچیده، کمرها و دست‌ها و پاهایشان از توان افتاده و نفس‌هایشان، حتی دیگر توانِ فوت کردن و خاموش کردن شعله شمع جشن بازنشستگی‌شان را  ندارند. همان موقعی که همه حسرت های دنیا روی هم تلنبار می شود و می ماسد توی دلشان. گرمای 49 درجه، بوی هوای داغ و خشک را می کوباند به صورتمان که به نخلک می رسیم. پس از طی کردن 125 کیلومتر به سمت شمال شرق نائین و تحمل مسافت چهار ساعته. نخلک روستایی کویری با درخت های کوچک نخل است که فقط پنج خانوار در آن زندگی می کنند.

با خانه هــــای بلوکی سه چهار نفـــــره و قدیمــــــی و آسایشگاه های نوساز، محل استقرار کارگرها و مهندس های معدن است، آنها که هر هفته یا دو هفته یک‌بار، مجال رفتن به خانه را پیدا می کنند. خانه ها دور تا دور مجتمع معدنی سرب را گرفته اند. مجتمعی که با 300 پرسنل، امور مربوط به معدن را بر عهده دارد؛ 300 نفری که 100 نفرشان معدن کار هستند، از 20 ساله تا 50 ساله و شاید هم بیشتر با تحصیلاتی عمدتا ابتدایی و متوسطه. بیشتر کارگرها از اهالی چوپانان یا انارک هستند که به خاطر نبود شرایط شغلی مناسب، مجبور به کار در معـــــدن شده اند. آنها مسیر یک ساعته رفت و برگشت را هر روز با سرویس طی می کنند، همان هایی که انگار معدن زاده اند و کارگری در معدن زیرزمینی سرب، شغل آبا و اجدادی شان است. برای ماهی یک میلیون و پانصد، حاضرند چندین متر زیر زمین کار کنند، حتی اگر به قیمت از دست دادن سلامتی‌شان باشد یا اینکه مرگ، خیلی زودتر از آنچه باید، سراغشان بیاید.

بازی با مرگ: جلوی ورودی مجتمع، مزدای خاک گرفته‌ای منتظرمان است. به همراه عکاس و  سرپرســـــــت نظارت معدن که قرار است راه بلدمان باشد سوار ماشین می شویـــــم و به سمـــــت معــــــدن ســـــرب می رویم. فاصله معدن تا مجتمع، حدود 15 دقیقه است. گرمای 49 درجه نخلک، جاده های خاکی و بی آب و علف و نخل های پیر و فرسوده، مسیر یک ربعه را کشدار و حوصله بر می کند. قبل از ورود به معدن، وسایلمان را توی اتاق چرک و چغر از گرد خاک و سرب که پهلو به پهلوی ورودی معدن است، به امانت می‌گذاریم. اتاقی که کارگری میانسال در آن نشسته و هدایت بالابر معدن را به عهده دارد، کارگری که جان 100 معدن‌کار توی مشتش است و با کوچک‌ترین لغزش و خطا مرگشان را رقم می زند. لباس گل و گشاد و کدر کارگری می پوشیم. کلاه ایمنی را روی سرمان چفت می کنیم و شارژرش را می تپانیم توی جیب لباس: «چراغ با یک فشار روشن می شود و با فشار دیگر نورش بیشتر.» سوار بالابر می شویم و از ورودی دایره ای شکل معدن به 200 متری زمین(تنها افقی که سرپرست معدن اجازه ورود به آن را می دهد) می رویم تا به دنیای تاریک و وهم انگیز 100 معدن کار پا گذاشته باشیم. افق 200 متری تاریک تاریک است. چشم چشم را نمی‌بیند. معدن، پنج افق یا طبقه دارد؛ افق 50، 80 ، 125، 165، 200 متری و نیم طبقه 240 متری که هنوز به طور کامل به بهره برداری نرسیده است. معـــــدن از افق 150 متـــــری به آب رســـــیده است. صدای جریان آب در افق 200 متری و توضیحات و توصیه‌های عارف باقری به ما  در آن موقع روز، تنها صدایی است که در آن دالان های بی نور و سرب گرفته با دیوارهای کج و معوج و با فرورفتگی‌ها و برجستگی های نامنظم، پیچیده.  سه ساعــــتی از شروع کار معدن چی ها می گذرد. دو خط تلفن تعبیه شده در آنجا در سکوت به سر می‌برد و این یعنی که تا به این لحظه، خطری جان معدن‌چی ها را تهدید نمی کند.

بویی آشنا برای کارگرها، بویی متعفن برای دیگران: باقری جلوتر از همه حرکت و راه بلدی می‌کند. جلوتر که می رویم، کم‌کم کورسویی از نور زرد رنگ، می خزد توی تاریکی. چراغ ها با فاصله‌هایی کم به سقف منحنی و آبله گرفته، آویخته شده اند. همه زورشان را می زنند تا شعاع چند متری‌شان را روشن کنند. هر گام که به جلو بر می داریم، نور بیشتر و بیشتر می شود. چشم‌هایمان، اما واضح نمی بیند، انگار پرده ای مات و سیاه، جلویش پهن کرده باشند.باقری که تجربه کار در معدن های مختلف در ایران را دارد، می‌گوید: «معدن‌کارها بابت روشنایی مشکلی ندارند و در تمام طبقات معدن، نور به اندازه کافی وجود دارد. شایع ترین حادثه ای که در زیرزمین رخ می دهد، سقوط کارگران یا اشیا و سنگ ریزه ها در داخل حفره هاست. برای مثال، هفت سال پیش، یک کارگر استخراج به دلیل تعجیل در ترک کار از فاصله دو متری سقوط کرد و آسیب دید. خوشبختانه در معدن نخلک، تقریبا یک دهه است که حادثه در حین کار منجر به مرگ کارگران نشده است.» بوی سرب می پیچید توی دماغمان، بویی آشنا و قابل تحمل برای کارگرها و بویی متعفن و غیرقابل تحمل برای ما. بویی که تهویه هوا هم از پسش بر نمی‌آید:«تهویه هوا در معدن نخلک، به صورت طبیعی انجام می شود.»  باقری این را می گوید و ادامه می دهد: «در معدن سرب نخلک حدود 90 درصد از هوای مورد نیاز معدن به‌صورت طبیعی و با استفاده از اختلاف ارتفاع چاه‌ها صورت می گیرد و تعدد آنها باعث سرعت بخشیدن به این امر می شود، به نحوی که چاه شماره سه در سطح زمین در بلندترین نقطه و چاه های شماره چهار و پنج در گود ترین نقاط قرار گرفته اند و به‌واسطه اختلاف فشار هوا بین هوای گرم و سرد باعث به جریان افتادن هوا شده و شبکه معدن شارژ می شود. ارتباط طبقات 125 و 200 متری به چاه شماره شش و ارتباط طبقه 50 متری به سطح زمین از دیگر مزایای شبکه تهویه معدن بوده و علاوه بر این حرکت آسانسور و اسکیپ در به جریان افتادن هوا در زمان کار نقش مهمی دارند. همچنین در مناطقی از معدن که از منابع تهویه‌ای (چاه‌ها) فاصله داشته باشیم از بادبزن ها یا وانتیلاتورهای دهنده یا مکنده هوا استفاده می شود. علاوه بر این، گاز سنج در تمامی طبقات معدن وجود دارد. اگر قبل از رود کارگرها آلارمی مشاهده شود، کارگران به داخل آنجا ورود نمی کنند.»

مرگ زودرس معدن کارها: مشام و ریه های کارگران، اما سال هاست که با این بو عجین شده: «سرب جذب خون می‌شود. به ریه هایمان نفوذ می کند. همین هم باعث می شود که کارگران معدن به مرور تنگی نفس بگیرند یا به سرطان، مبتلا شوند.اگر به آرامگاه چوپانان بروید، خواهید دید که تعداد زیادی از کارگران به دلیل کار در معدن و بر اثر مشکل ریه و تنگی نفس، فوت کرده اند. پدر خودم هم به خاطر همین موضوع خیلی زود از دنیا رفت. برای خودم هم سینه ای باقی نمانده. سرب آن را اشباع کرده. این وضعیت موقعی که در معدن کوه‌بری می‌کردم، خیلی بدتر بود.» عبدالله می‌گوید: 43 ساله، کارگر استخراج با 15 سال سابقه کار و ماهانه یک میلیون و پانصد هزار تومان دستمزد بوده، سواد ندارد و اهل انارک است. چرا کار در معدن را انتخاب کردی؟ من از او می پرسم. سرفه‌های متوالی و پی در پی توالی جملاتش را پاره می‌کند: «در انارک هیچ کار دیگری وجود ندارد. نه کارخانه ای، نه امکان کشاورزی و... . به همین دلیل خیلی از ساکنان انارک، برای گذراندن زندگی راهی معدن نخلک می‌شوند. اگر در معدن کار نکنیم، پس چطور زندگی کنیم؟»  با ماهی یک میلیون و پانصد تومان، چرخ زندگی ات می‌چرخد؟ سوال دیگر ی است که از عبدالله می پرسم و در جوابش می شنوم: «مسلما خیر. با سه تا بچه و این همه گرانی و خرج و مخارج، فقط صورتمان را با سیلی سرخ نگه می داریم. حسرت خیلی از چیزها برای همیشه به دلمان می ماند، حتی رفتن به یک مسافرت خشک و خالی.»

قراردادهای سفید امضا، حقوق های معوق: هر  چه جلوتر می رویم و در سیاهی معدن، بیشتر فرو می‌رویم، داستان زندگی معدن چی‌ها هم سیاه تر و تلخ تر می شود. «یک هفته در نخلک می مانم، برای کار و یک هفته هم، برای استراحت  به خانه می‌روم. 9 شب به معدن می روم تا موقعی که کار تمام شود.» رفتنی که دست خودش است، اما برگشتنش دست خدا. سعید، 30 ساله، دیپلم، متاهل وپدر سه فرزند، اپراتور پمپ معدن در افق 200 متری با ماهانه یک میلیون و 800 هزارتومان حقوق است. سعید هم مثل خیلی از کارگرهای معدن، از شغلش راضی نیست و از سر اجبار تن به آن می دهد. «تمام طول کار، باید هوشیار باشم. روغن پمپ ها را مدام چک کنم. پمپ کارخانه نباید خاموش شود. اگر خاموش شود، باید فورا اطلاع بدهم تا آب سرریز نکند. با این همه سختی کار در ماه فقط سه روز مرخصی داریم.» قصه سعید و باقی معدن‌چی‌ها که چشم امید به معدن دوخته اند، اما موقعی روی تلخ و سیاهش را بیشتر نشانمان می دهد که می شنویم: «حقوق‌هایمان با تاخیر پرداخت می شود، مثلا حقوق فروردین در خرداد به حسابمان واریز می‌شود. قراردادهایمان سفید امضاست. امضای کارفرما زیر قراردادها نیست. اصلا نسخه ای از قرارداد را به خودمان نمی دهند تا اگر مشکلی برایمان پیش آمد دستمان به جایی بند باشد. قبلا که معدن دولتی بود، وضعمان خیلی بهتر بود. از مزایای بیشتری برخوردار بودیم. سنوات را آخر سال پرداخت نمی‌کردند و دلمان خوش بود که بعد از بازنشستگی مبلغی به عنوان پس انداز دستمان را می گیرد.»راهمان را ادامه می دهیم. با روشنایی چراغ هایی که نورش را فقط تا جلوی پایمان پرت می کند. میان دیوارهای سنگی و بی روح معدن و زیر سقف ناسور و بی قد و قواره. جریان آب سیال است و گویی پا به پایمان حرکت می‌کند. به ایـنـجای افق 200 مـتـری که می رسیـم، صداهایی ناجور و گوش خراش، روی اعصابمان رد می‌اندازد و آن را خط خطی می کند. صدای چرخ‌های واگن‌هایی که هر کدامشان گنجایش یک تن سرب دارند. علی می‌گوید: 90 درصد شنوایی گوش چپش را به خاطر سر و صدای زیاد در معدن از دست داده است. برای حرف زدن تردید دارد. با خودش لابد فکر می کند، اگر حرف هایش به گوش کارفرما برسد، شغلش را از دست می دهد. مکث طولانی کرده و از امنیت نداشته کارگرها گلایه می کند: «اگر در حین کار حادثه‌ای، برای کارگرها رخ بدهد، بیمه هزینه‌هایش را تقبل می کند، اما کارفرما به ندرت با ادامه کار آن کارگر آسیب دیده موافقت می‌کند. استدلالش هم این است که آن کارگر دیگر بازدهی لازم را ندارد. انگار نه انگار که این اتفاق در حین کار افتاده است. از طرف دیگر معدن پزشک ندارد.»بـاقــری نــیــز حــرف او را تـایـید مـی‌کــنـد و مـی‌گــوید:«متناسب با نیاز معدن‌کارها، دو پرستار تمام وقت در معدن حاضر هستند و دو مرکز درمانی و یک داروخانه نیز در نخلک وجود دارد.  یک دستگاه آمبولانس هم در نظر گرفته شده تا اگر خدایی نکرده برای معدن‌کارها مشکلی پیش آمد، سریع به مراکز درمانی منتقل شوند.» علی اما می‌گوید: «همه اینها در دادن یک قرص مسکن یا سرماخوردگی، خلاصه می‌شود.» علی، 30 ساله، اهل چوپانان و دانشجوست. همه امیدش به این است که درسش را تمام کند و برای همیشه از معدن برود. برود جایی که مجبور نباشد روزهای پشت سر هم از خانه و خانواده اش دور باشد و این حجم استرس و نگرانی را تحمل کند. استرسی که مسئول ایمنی معدن از آن به عنوان عاملی، برای فرسودگی زود هنگام کارگرها یاد می‌کند: «استرس کار و دوری از خانواده، از بین رفتن دید چشم، از دست دادن شنوایی، فرسودگی و از کار افتادن ریه ها، کمر درد شدید به علت ایستادن های زیاد و به بار کشیدن اجسام سنگین و زانو درد به دلیل بودن پاهایشان در آب، از جمله مشکلاتی است که معدن کارها در معدن زیرزمینی سرب نخلک با آن مواجه می‌شوند. معدن کارها به مرور به این بیماری ها مبتلا می‌شوند. برخی از این بیماری ها درمان پذیر نیستند و اگر نکات ایمنی رعایت نشود، شرایط فیزیکی کارگران وخیم تر هم می شود.» سرپرست ایمنی، اما از شکایت های محمد 35 ساله خبر ندارد. کارگری که هر روز، موقعی که پایش را توی معدن می گذارد، دلش هری می ریزد و می ترسد مبادا برای او و بقیه معدن‌کارها اتفاقی بیفتد. بیم وهراس محمد، از آن چهارشنبه صبح که صدای مهیب انفجار در معدن زمستانی یورت پیچید و مرگ را جلوی چشم 44 معدن چی به تصویر کشید، صد برابر شده است. محمد یک هفته در نخلک مستقر است و هفته بعد به خانه می رود. می‌گوید: «چه تضمینی است که این اتفاق، برای معدن نخلک نیفتد؟  استخراجی که در معدن نخلک صورت می گیرد، مطابق با استانداردها نیست، به همین خاطر خیلی از همکارانم آسیب دیده اند.دست خودم همین چند وقت پیش، شکست و کار به جراحی کشید. اما چه فایده؟ کارفرماها فقط به فکر سود خودشان هستند، نه به فکر کارگران بدبخت که هر روز باید گرد و غبار و بوی نامطبوع معدن را تحمل کنند. من که فکر می‌کنم، هر آن ممکن است سقف و دیوارهای معدن ریزش کند، چون طول دیوارها استاندارد نیست. بارها این مشکلات را بیان کرده ایم، منتهی کسی گوشش بدهکار این حرف ها نیست. وضعیت خیلی از ما نیز مانند همان کارگرهای معدن یورت است؛ حقوق‌های معوق و قراردادهای سفید امضای یک ماهه یا سه ماهه. البته شاید ما کمی خوشبخت تر از آنها باشیم. چون سهمیه شیر ماهانه‌مان را مرتب دریافت می کنیم.»

آرامش نیم روزی: ظهر شده. ساعت یک بعد از ظهر است که کارگرها دست از کار می کشند. معدن چی ها کیسه های لباس های تمیزشان را که به لنگر نقاله ها آویزان کرده اند، به سمت خود می کشانند. کارگرها حمام می‌کنند تا صورت سیاه و کبره بسته از سرب را بشویند و لباس‌های تمیز جای لباس‌های چرک و چندش آورشان را بگیرد. معدن کارها با چشمانی سرخ و گر گرفته، صورتی یله بسته از سرب، دو به دو و گروه به گروه از معدن خارج و راهی سالن ناهار خوری می‌شوند. یک پرس چلو خورش قیمه، همراه با ماست و دوغ سهمیه ناهار هر کدامشان است که از آشپز می‌گیرند. ناهاری که نصیب من و عکاس و راننده‌مان هم می شود، البته در سالنی تمیزتر و قدری مجلل تر که متعلق به مهندسان معدن است. کارگرها همراه با صدای تلویزیون ناهارشان را می‌خورند و برای رساندن خودشان به سرویس، لحظه ای درنگ نمی‌کنند. هرم داغ آفتاب از تار و پود لباس های نازک و نخی عبور می کند و گرمای 49 درجه، پوست خیس و عرق گرفته را می سوزاند.گرمایی خشک و سوزان که 23 سال، هر روز، روزی شش ساعت، میزبان 100 کارگر معدن با قراردادهای سه ماهه و سفید امضاست. روزی شش ساعت، منهای اضافه کاری ها و شیفت‌های شب. تا موقعی که 23سال کارگری در 240 متر زیر زمین به خط پایان برسد و 35 روز حقوق بازنشستگی که خانه پُرش می شود، یک میلیون و هشتصد یا دو میلیون تومان، ته جیب کارگران را بگیرد. 23 سال بعد، جشن بازنشستگی کارگرها می شود همان موقعی که چشم‌هایشان از سو افتاده، ریه‌هایشان به سُرب آغشته شده، سرفـه های خـشک و پی‌درپی به نفس‌هایشان پیچیده، کمرها و دست‌ها و پاهایشان از توان افتاده و نفس‌هایشان، حتی دیگر توانِ فوت کردن و خاموش کردن شعله شمع جشن بازنشستگی‌شان را  ندارد.همان موقعی که همه حسرت های دنیا روی هم تلنبار می‌شوند و می‌ماسند توی دلشان.  گرمای 49 درجه، بوی هوای داغ و خشک را می کوباند به صورت که کارگرها یکی پس از دیگری سوار اتوبوس می شوند و روی صندلی‌ها جا می‌گیرند. پلک‌هایشان را روی هم می‌بندند و لابد تمام طول مسیر یک ساعته به خانه‌شان را به حسرت‌ها و نداری‌ها و قسط وام ها و کرایه خانه‌های عقب افتاده‌شان فکر می کنند. هرم داغ آفتاب می پاشد روی شاخ و برگ درخت‌های نخل که سرویس کارگرها نقطه‌ای سیاه می شود در دل کویر.پی نوشت: بنا به درخواست کارگران،در این گزارش از اسامی مستعار استفاده شده است.
(گزارش اصفهان زیبا از کار و زندگی کارگران یک معدن زیرزمینی در استان اصفهان /۲۰ خرداد ۱۳۹۷ - 1397/03/20 (شماره 3217))
یکشنبه, 20 خرداد 1397 18:42
حق آبه نایین به روایت سند /اورژانس اجتماعی در نائین راه اندازی می شود
نماینده مردم نایین و خوروبیابانک گفت : سند حق آبه نایین در اصفهان از مهمترین امتیازی است که این شهرستان را نسبت به سایر مناطق متمایز می کند. 
عباسعلی پوربافرانی در گفتگوی اختصاصی با  خبرنگار  گروه استان های باشگاه خبرنگاران جوان از اصفهان،گفت:  سند دار بودن آب نایین در اصفهان از مهمترین امتیازی است که این شهرستان را نسبت به سایر مناطق متمایز می کند چرا که شرکت آب منطقه ای استان اصفهان از ادغام دو  شرکت آبیاری نایین و کوهرنگ اصفهان تشکیل شده و سند آن که نشان از حق آبه نایین دارد در سال 1344 به ثبت رسیده است. وی اصفهان را یکی از استان های خشک کشور و مواجه با بحران کم آبی دانست و گفت : در حوزه روستاهای بخش مرکزی نایین با اعتباری بالغ بر 120 میلیارد ریال به صورت شبکه واتصال به آب منابع پایدار آبرسانی انجام خواهد شد که مبلغ 8 میلیارد و پانصد میلیون تومان برای دو دهستان و مابقی به منطقه لای سیاه این شهرستان اختصاص دارد که پس از اتمام مناقصه تا پایان خردادماه  وارد مرحله اجرایی می شود.
نماینده مردم شهرستان های نایین و خوروبیابانک خاطر نشان کرد : متاسفانه امروزه آبرسانی به روستاها توسط تانکر انجام می شود که با احتساب حدود  5 لیتر بر ثانیه مصرف بعد از اجرایی شدن و اتصال به منابع پایدار و شبکه علاوه بر صرفه جویی ، مشکلی در تامین و کمبود آب نخواهیم داشت. 
این نماینده با اشاره به اینکه در شهرستان خوروبیابانک برای رفع مشکل اصلی کم آبی نیاز به منابع پایدار نیاز داریم افزود :کمبود آب بیشتردر شهرستان خوروبیابانک وجود دارد که وزیر نیرو در جهت آبرسانی و اتصال به منابع پایدار برنامه ریزی هایی را در دستور کار قرار دادند.
پوربافرانی در ادامه تصریح نمود : در نایین از بیشترین راه مواصلاتی و همچنین روستایی برخورداریم که این راه ها وضعیت نامطلوبی دارد وبه رغم اختصاص اعتبارات در این حوزه متاسفانه هنوز تامین اعتبارصورت نگرفته است. وی افزود : بالغ بر 30 میلیارد ریال اعتبار جهت تعمیر راه های روستایی نایین و خوروبیابانک تعلق گرفته است که تا پایان سال جاری نسبت به ترمیم و تعمیر مسیرهای منتهی به روستاها اقدام خواهد شد. 
نماینده مردم نایین و خوربیابانک  گفت : در شاهراه های مواصلاتی ،مسیر اردستان –نایین به طول 20 کیلومتر با اختصاص اعتبار10 میلیارد تومان ، مسیر خوروبیابانک – نایین به طول 30 کیلومتر و مسیر نایین – انارک با تخصیص اعتبار بالغ بر 30 میلیارد تومان که در سال های 95 ، 96 و 97 اعتبارسنجی شده تا هفته دولت براساس قول پیمانکار انجام خواهد شد. وی درخصوص مسیر نایین به اصفهان افزود : طرح بازسازی مسیر در سال 96 با مشکل مالی مواجه شد که با پیگیری های انجام شده تا پایان امسال اجرایی خواهد شد. 
پوربافرانی با بیان اینکه در حوزه های اردکان و اردستان در نظر است آزادراهی ایجاد شود افزود : موافقت اصلی آزاد راه در مجلس اخذ شد که از نظر اقتصادی اعتبار سنجی هایی صورت گرفته که  آزاد راه نطنز به سمت یزد قطعی شده است.  
نماینده مردم نایین و خوربیابانک  در خصوص گاز رسانی گفت : در حوزه گاز رسانی وضعیت خوبی رقم خورد که در وهله اول طرح گازرسانی به  منطقه صنعتی زندوان صورت گرفت و هم در حوزه کارگاه های مرغداری که به زودی این بخش ها هم ازنعمت گاز برخوردار خواهند شد. وی از مهمترین طرح هایی که در هفته دولت راه اندازی می شود به عملیات گاز رسانی شهرستان خوروبیابانک اشاره کرد و افزود : با احداث 6 ایستگاه کوچک  و یک ایستگاه مادر در دو روستا و چهار شهر که ایستگاه اصلی آن در نایین و شش ایستگاه دیگر در انارک ، چوپانان ، چاه ملک ، فرخی  و جندق  و خور است، بسیاری از مشکلات در فصل سرد سال کاهش خواهد یافت و در حوزه خط لوله سراسری پیگیری هایی انجام شده که در سال جاری انجام خواهد شد. 
پوربافرانی در پایان گفت : ما در بحث آسیب های اجتماعی متاسفانه وضعیت خوبی نداریم و به همین منظور مجوز تاسیس اورژانس اجتماعی گرفته شده است که فراخوان جذب نیرو آن به زودی از طریق بهزیستی انجام خواهد شد و ان شاءالله تا شهریور ماه راه اندازی خواهد شد.
(کد خبر: ۶۵۵۸۸۹۴ / ۱۹ خرداد ۱۳۹۷ - ۱۵:۵۷)
پنج شنبه, 17 خرداد 1397 22:47
انارک نیوز - انارک در حال خالی شدن از جوانان انارکی می باشد و باید دریابیم مشکلات ما در انارک چیست و بدنبال یافتن راه حلهای کوتاه مدت و دراز مدت برای آن باشیم. در واقع برای پیشرفت اقتصادی انارک چه باید کرد؟ 
برای این کار به یکی از روش های کارساز در حل مسایل در چند گام ساده می پردازیم. که عبارتند از پرسش، پیامد (معلول)، چرایی (علت)، چاره (راه حل) و انجام.

ابتدا با پرسش از انارکی های ساکن انارک در می یابیم که انارک در این چند دهه در مواردی ضعیف گردیده و برخی از امکاناتی را هم که داشته یا به سختی بدست آورده از دست داده  است.

پیامدهای زیر مشکلات قابل مشاهده در انارک می باشند:
شهری است که بسیاری از امکانات شهری و زیرساخت ها را ندارد. خدماتی در شهرها موجود است که در انارک دیده نمی شود. جمعیت آن کم است. در مدارس آن کلاس های چندپایه است و بودجه آموزشی کم است. چرخ کسب و کارهای فروشگاهی نمی چرخد. جوانان کمتر در سطح شهر دیده می شوند. برخی از مسئولین تأثیرگذار به قول معروف پروازیند و در انارک ساکن نیستند. در انارک سرمایه گذاری برای ایجاد کار نمی شود یا میزان آن ناچیز است. چند نفری هم که در کارخانه پاکت سازی کار می کردند بیکار شدند. سرویس رفت و برگشت به نایین و اصفهان را از دست داده است. اکثر بچه های دبستانی برای دبستان رفتن در انارک نمی مانند و کوچ می کنند. در انارک کمتر انارکی می بینی. انارک از درون در حال خالی شدن است. دبیرستان پایه دوم را مدتها است از دست داده است. تعداد دانش آموزان در همه پایه ها از دختر و پسر، دبستانی و دبیرستانی کمتر از صد نفر است. بسیاری از این که فرزندانشان در کنارشان نیستند آزرده اند. انارک محیطی مناسب برای تفریح جوانان ندارد. فرهنگسرا و سینما ندارد. فروشگاه های لوازم خانگی و سوپرمارکت بزرگ ندارد. خشکشویی و فروشگاه لوازم یدکی ماشین و تعمیرگاه مجهز ندارد. نرخ ازدواج پایین و اعتیاد بالا و دزدی دیده شده است. درمانگاه بهداشتی آن در حد کهنسالان آن نیست. کارخانه آجر آژند آن هم به جایی که انتظار می رفت نرسید و ...

اما چرایی همه این مشکلات بیکاری جوانان شهر و نداشتن انگیزه برای ماندن در انارک می باشد.

راه حل نیز سرمایه گذاری در رشته های مختلف می باشد. 

اما انجام راه حل به شرح زیر می باشد:
1- ایجاد تیم کارزایی در انارک.
2- هماهنگی مستقیم با نماینده محترم در جهت تسهیل و همکاری مسئولین شهرستان با سرمایه گذاران در انارک.
3- دعوت از دانشگاهیان و افراد خبره رشته های مختلف اقتصاد، مدیریت کارآفرینی، صنایع و ... برای بررسی توانایی های موجود و قابل ابجاد در شهر و بخش انارک.
4- تعریف پروژه های اولیه کارآفرینی در انارک.
5- دل بریدن از سرمایه گذاران انارکی و دعوت از سرمایه گذاران در رشته های مختلف از جمله صنعت، گردشگری، معدن، کشاورزی. (تا الان مشخص شده سرمایه داران همه به فکر جیب خودشان هستند نه انارک و در بهترین حالت آنان فقط  یک تعطیلی باشد که بتوانند چند روز بیایند جمع شوند، تفریح کنند و بعد بروند.)
6- تکمیل و بازنویسی پروژه های قابل اجرا در انارک با توجه به گزارش ها و نظرات سرمایه داران دعوت شده به انارک.
7- حل مشکلات در پیش راه سرمایه گذاران در هماهنگی مستقیم با نماینده محترم.
8- اجرای پروژه هایی که سرمایه گذار مایل به انجام آن است.
9- بازسازی و اجاره کم بها برای مکان هایی که می تواند برای اسکان کارکنان و خانواده آنها مورد استفاده قرار گیرد.
10- برای افزایش جمعیت انارک، اول انارکی سپس غیر انارکی ساکن انارک استخدام شود.

منتظر نظرات کلیه دوستان و دست اندرکاران می مانیم.
یکشنبه, 13 خرداد 1397 18:47
مدیر جهاد کشاورزی نایین از آغاز برداشت مکانیزه گندم از سطح 300 هکتار از اراضی شهرستان خبر داد. 
احمدرضا باقریان در گفتگو اختصاصی با خبرنگار  گروه استان های باشگاه خبرنگاران جوان از اصفهان، گفت : برداشت مکانیزه گندم از سطح 300 هکتار از اراضی شهرستان از  اراضی دهستان چوپانان و دق سرخ انارک با استفاده از سه دستگاه کمباین مهاجر آغاز شد.  وی افزود : پیش بینی می شود از این سطح مقدار 1200 تن گندم عاید کشاورزان  شود.
مدیر جهاد کشاورزی نایین  نرخ خرید تضمینی گندم را  هر کیلو 13000 ریال عنوان کرد .
باقریان بیان نمود: گندم تولیدی این شهرستان بدلیل کیفیت خوب نانوایی هر ساله توسط کارخانه آرد هرند به آرد تبدیل و در سطح استان توزیع می شود.  وی افزود : در سال زراعی جاری مقدار ده تن بذر گندم رقم سیوند که با شرایط آب و هوایی و اقلیمی شهرستان سازگاری دارد و از عملکرد مطلوبی نیز برخوردار است بین کشاورزان شهرستان توزیع شده است. باقریان در پایان گفت : به دلیل شرایط خشکسالی چند ساله حاکم بر شهرستان و تاثیر سوء آن بر روی منابع آبی و همچنین تغییر الگوی کشت به سمت توسعه باغات پسته بویژه در اراضی دهستان چوپانان و مزارع دق سرخ انارک از سطح زیرکشت این محصول بمیزان 30 درصد کاسته شده است.
(کد خبر: ۶۵۵۴۳۴۵ /۱۳ خرداد ۱۳۹۷ - ۱۸:۱۳)
چهارشنبه, 09 خرداد 1397 00:30
انارک نیوز - در ماه مبارک رمضان روزه می گیریم تا درکی هرچند سطحی و ظاهری از رنج گرسنگی بی چیزان و سختی زندگی آنها داشته باشیم. آنان که هر روز بدون چشمداشت به افطاری یا شام که بودنش برای ما حتمی و رنگین است، فرزندان ما را می بینند که در حال خوردن تنقلات هستند اما آنان نان شب هم ندارند. ماشین های آخرین مدل ما را می بینند اما حتی قدرت خرید دوچرخه را هم ندارند تا فرزندانشان با آن به مدرسه بروند. 
تفاوت است بین کسی که نمی داند شب می تواند نانی برای فرزندانش و همسرش تهیه نماید با ما که هم در سحری و هم در افطار سفره ای بزرگتر و پربار تر از ماه های دیگر داریم.
نمی دانیم و باور نداریم وقتی فقر دامنگیر جامعه ای شود دزدی و از دیوار دیگران بالا رفتن، فروش بدن و کلیه ی خود، اعتیاد، قتل و طلاق و ... بدنبال آن می آید و آنگاه ایمان رخت بر می بندد. این وعده الهی است.
وقتی تبعیض را می بینیم و لب فرو می بندیم، حمایت از ظلم آشکار است و بایستی در مسلمانی خود شک کنیم.

مسلمانان روزه دار افطار را گرامی می دارند و برای دادن افطاری از هم پیشی می گیرند. اما برای برخی به تنها چیزی که توجه نمی شود افطاری دادن به ناتوانان جامعه هم می باشد. خداوند افطاری دادن را قرار داده است تا روزه دار بخشی از غذای خود را با دیگرانی که ناتوان در تهیه غذای خانواده خود هستند شریک شود. این امتحان الهی است زیرا سیر از گرسنه خبر ندارد و بایستی خود را به محک آزمایش گذارد. اما هدف بسیاری از ما برخلاف نزدیکی به خداوند نزدیکی به بندگان او می باشد.
ماه روزه داری، ماه مهمانی خداوند برای تهیدستان هم است که به فراموشی سپرده می شوند. ثواب زیاد می خواهیم ببریم بدون اینکه به یاد آوریم باطن عبادت چیست؟ حفظ ظاهر ارزش چندانی ندارد. ریا که هیچ ارزشی ندارد و در واقع ضد ارزش است..
هر عبادتی به نیت رضای خداوند برای خلوص بیشتر و کنار هم بودن برای برآورده شدن حاجات و دعاهای جمعی می باشد. باید از خود بگذریم تا به حقیقت الهی برسیم. اما برخی از ما راه را عوضی می روند تا به میز و مقام و بزرگی برسند.
حضرت محمد (ص) و خاندان پربرکت ایشان با دانه ای خرما افطار می کردند و آنچه را داشتند با فقرا تقسیم می کردند.
وای به روزی که از جیب مردم این افطاری ها را بدهیم یا به غیر اهلش بدهیم که برکت از سفره ها خواهد رفت!

گوش دل بسپاریم به حرف دل شیخ بهایی و به خود آییم:

همه روز روزه بودن، همه شب نماز كردن
همه ساله حج نمودن، سفر حجاز كردن

شب جمعه ها نخفتن بخدای راز گفتن
ز وجود بی نیازش، طلب نیاز كردن

به مساجد و معابد همه اعتكاف جستن
ز مناهی و ملاهی همه احتراز كردن

ز مدینه تا به كعبه، سرو پا برهنه رفتن
دو لب از برای لبیك به وظیفه باز كردن

بخدا كه هیچ یك را ثمر آنقدر نباشد
كه به روی نا امیدی در بسته باز كردن