شنبه, 03 آذر 1397 11:33
انارک نیوز: سلام، ویروم ایه مو کیلاسی  8 بیی دبیرستان عنصری و درسومنی وراخونت. امتحانی ثلثی سوم بی، جبرومنی دارت تو استادیوم زیمیی والیبال. 
یکنفر جی پشتی سری مو هنیگیشته بی، البته غیریبه نبی، پوری عاموم بی. شیوات جیواواش وم واج، موجی میوات خب. سوالاشنی هدا و ما مشغول گرتایم، اولین سوال شیوات کریمو ایواج، میوات وهل تا خویوم حل کیری بعد وت واجی.
خلاصه یکیشوم و وات، دومی مدارت حلم اکه گو یکباردر یک تیکه آجرش ور گیره و در تو کیمری موش بست. نیفسم بند اومه. تا مدتی کیمرم درد اکه، هینوم جی هروخت ویرومنی ایه، دوتایی آی اخندم. دی خاطره مو از مدرسه، ایشالا گو ایپسندیت.
(کریم سهیلی)
سلام مو ویرومو از جلاو مدرسه شهید صمدی تا جلاو بخشداری قیدیم وختی مدرسه تعطیل اگرتا خیاوون از وچه مدرسه ای سیا شزی اما الان چی ۵ نفر یا ۱۰ نفر دیجی همشنی ناروسینه ای نهن غیربه ان.کوشی ای رووا ابی هرگز تکرار ناگرته ای ناروسینه ای ناروسینه دلوم بروت را اسوجه ای ناروسینه ای ناروسینه
شنبه, 03 آذر 1397 11:12
انارک نیوز - حضرت ابوالقاسم محمد بن عبدالله (ص) آخرین و برترین فرستاده‌ی خدا و پنجمین رسول از پیامبران اولوالعزم است. خداوند او را به همراه بهترین کتاب آسمانی یعنی قرآن کریم که در آن کامل ترین نسخه دین مطابق با فطرت، که توسط حضرت ابراهیم اسلام نامیده شده فرستاده که دینی جهان شمول است.
محمد بن عبد الله (ص) در تورات و برخى كتب آسمانى «احمد» نامیده شده است. آمنه مادر حضرت محمد (ص) پیش از نامگذارىِ فرزندش توسط عبدالمطلب به محمّد، وى را «احمد» نامیده بود. كنیه اش ابوالقاسم و ابوابراهیم و القاب ایشان رسول اللّه، نبى اللّه، مصطفى، محمود، امین، امّى، خاتم، مزّمل، مدّثر، نذیر، بشیر، مبین، كریم، نور، رحمت، نعمت، شاهد، مبشّر، منذر، مذكّر، یس، طه‏ و...  نخستین معصوم در دین مبین اسلام می باشند. 

روز جمعه، هفدهم ربیع الاول عام الفیل (به روایت شیعه مصادف با اول خرداد 53 قبل از هجرت به خورشیدی) (عام الفیل، همان سالى است كه ابرهه، با چندین هزار مرد جنگى از یمن به مكه یورش آورد تا خانه خدا (كعبه) را ویران سازد و همگان را به مذهب مسیحیت وادار سازد؛ اما او و سپاهیانش در مكه با تهاجم پرندگانى به نام ابابیل مواجه شده، به هلاكت رسیدند و به اهداف شوم خویش نایل نیامدند. آنان چون سوار بر فیل بودند، آن سال به سال فیل (عام الفیل) معروف گشت) برابر با سال 570 میلادى (به روایت شیعه اما بیشتر علماى اهل سنّت تولد آن حضرت را روز دوشنبه دوازدهم ربیع الاول آن سال دانسته‏ اند) در مكه معظمه پا به دنیا گذاشت، پدرش عبدالله بن عبدالمطلب بن هاشم (عمرو) بن عبدمناف بن قصّى بن كلاب بن مرّة بن كعب بن لوىّ بن غالب بن فهر بن مالك بن نضر (قریش) بن كنانة بن خزیمة بن مدركة بن الیاس بن مضر بن نزار بن معد بن عدنان و مادرش آمنه دختر وهب بن عبد مناف بوذ.
فاصله بین عدنان تا حضرت اسماعیل، فرزند ابراهیم خلیل الرحمن (ع) به هفت پشت مى‏ رسد.
ولادت پیامبر با معجزاتی در جهان همراه بود که از آنها می توان به موارد زیر اشاره کرد:
  • ممنوع شدن شیاطین از رفتن به آسمان های هفتگانه و گرفتن خبر
  • سرنگون شدن همه بت ها
  • ترک برداشتن کنگره های طاق کسری و فروریختن چهارده کنگره آن
  • خشک شدن دریاچه ساوه که برای ایرانیان مقدس بود
  • باطل شدن سحر، ساحران و جادوی جادوگران و قطع شدن ارتباط کاهنان با همزادان شیطانی آنها
عبدالله، پدر حضرت محمد(ص) پیش از ولادت فرزندش از دنیا رفته بود، مادرش پس از تولد حضرت محمّد(ص) دو سال و چهارماه و به روایتى شش سال زندگى كرد. محمد را پس از تولد طبق عادت مرسوم، به دایه‌ای به نام حلیمه بنی سعد سپرد  و پس از آن عبدالمطلب پدربزرگ۸۰ ساله، سرپرستی حضرت محمد (ص) را برعهده گرفت.
در ۸ سالگی عبدالمطلب نیز درگذشت و ابوطالب، عمویش (که در آن هنگام نفوذ زیادی در مکه داشت) سرپرستی او را برعهده گرفت. در ۱۲ سالگی همراه ابوطالب با کاروانی به شام سفر کرد. در این سفر با بحیرا سرجیوس (یک راهب مسیحی) دیدار کرد و بشارت پیامبریش را از وی شنید و ایشان را از خطر یهود در مورد نبی مکرم اسلام (ص) مطلع کرد.
حضرت محمد (ص) در تجارت با شریف ترین زن قریش، خدیجه کبری دختر خویلد شرکت کرد و بعد از این مشارکت نظر خدیجه که خواستگارانی بسیار از اشراف داشت به آن حضرت جلب شد و بعد از آنکه توسط یکی از بستگان تمایل خود را به اطلاع حضرت محمد (ص) رساند ، آن حضرت در 25 سالگی با خدیجه کبری که سنی بین ۴۰ تا ۴۵ سال داشت ازدواج کرد.
از اتفاقات مهم دوران کودکی و جوانی حضرت می توان به :
  • انتخاب کردن شغل چوپانی که شغل اکثر انبیا بوده است.
  • مشهور شدن به صفت امین به دلیل امانت داری ایشان
  • در حالی که بیست ساله بود شرکت در پیمان جوانمردانه حلف الفضول که برای حمایت از مظلومان بین جوانان قریش در خانه عبدالله بن جدعان بسته شد.
  • حل اختلاف به وجود آمده بین سران قریش بر سر نصب حجرالاسود، که نزدیک بود به جنگی خانگی منجر شود.
پیش از اسلام حنیف به دو دسته افراد اطلاق می‌شد: عرب‌هایی که پیرو آیین ابراهیم بودند و بت پرستانی که تنها برخی از مراسم دینی مربوط به آیین ابراهیم مانند حج یا ختنه را انجام می‌دادند.
حضرت محمد (ص) قبل از رسالت نیز یکتا پرست بودند و ناخشنود از روش زندگی مردم مکه، گهگاه در غار حرا در یکی از کوه‌های اطراف آن دیار به تفکر و عبادت می‌پرداخت. از 27 رجب سال چهلم عام الفیل (610 میلادى)، كه در سن چهل سالگى جبرییل بر محمد (ص) ظاهر شد و ۳ بار به او گفت: «إقرأ — بخوان!» و سپس این آیه‌ها را برایش خواند: ( إقرأ بِاسمِ رَبّك الّذي خَلَق. خَلَقَ الإنسانَ مِن عَلَق. إقرأ وربُّك الأكرَم، الَّذي عَلَّمَ بِالقَلَم، عَلَّمَ الإنسانَ ما لَم يَعلَم.)
بخوان به نام پروردگارت که آفرید؛ که انسان را از خون بسته (علق) آفرید. بخوان که پروردگار بسیار بخشنده‌است، آن که با قلم آموزش داد. به انسان آموخت آنچه را که نمی‌دانست. (سوره علق، آیه‌های ۱ تا ۵) به رسالت مبعوث شد تا 28 صفر سال یازدهم هجرى، كه رحلت فرمود، به مدت 23 سال عهده‏ دار امر رسالت و نبوت بود.
پیامبر اکرم (ص) در سه مرحله به ابلاغ رسالت پرداخت:
  1. دعوت سری که اولین مرحله دعوت ایشان بود. نخستین زنی که به پیامبر اسلام (ص) ایمان آورد ، همسر ایشان ام المؤمنین خدیجه (س) بود و پس از ایشان نخستین مردی که ایمان آورد، علی بن ابی طالب (ع) پسرعموی ده ساله بوده است.
  2. دعوت خویشان و نزدیکان که با نزول آیه انذار صورت گرفت و به یوم الدار معروف است. و در آن روز رسول خدا (ص)، حضرت علی (ع) را به جانشینی خود انتخاب کرد.
  3. پس از سه سال، دعوت علنی
در آن شرایط سختی که مشرکان قریش بر رسول خدا(ص) تحمیل کرده بودند، دو حامی رسول خدا (ص) یعنی عموی ایشان ابوطالب (ع) و همسر مهربان ایشان، ام المؤمنین خدیجه (س) بودند که فشارهای سیاسی،اجتماعی ،اقتصادی و روحی را از ایشان برداشتند و تا زمانی که عموی ایشان زنده بود، کسی جرآت آزار و اذیت های جسمانی و کشیدن نقشه قتل حضرت را نداشت.
پس از آنکه اشراف مشرک قریش دیدند، نمی توانند به هیچ صورتی جلوی نشر اسلام را بگیرند و با توجه به حامیان رسول خدا (ص) قادر به آسیب رساندن به ایشان نیستند، شروع به آزار و اذیت تازه مسلمانان کردند. هر قبیله مسؤولیت آزار و اذیت مسلمانان خود را به عهده گرفت و آنان که هیچ قبیله یا عشیره ای یا حامی نداشتند،مجبور به تحمل انواع آزار و اذیت ها شدند. سمیه بنت خباب که به عنوان نخستین زن شهید اسلام شهرت دارد، بردهٔ ابوجهل بود. او با نیزهٔ اربابش به این دلیل که نمی‌خواست از اسلام برگردد، کشته شد. بلال حبشی، یک مسلمان بردهٔ دیگر، به دست اربابش امیة بن خلف شکنجه می‌شد.
پس از آنکه آزار و اذیت های مشرکان افزایش یافت و مسلمانان نیز که دیگر طاقت این شکنجه ها را نداشتند، پیامبر (ص) دستور هجرت به حبشه را صادر کردند. هجرت به حبشه در سال پنجم بعثت صورت گرفته است و در آن حدود هشتاد نفر مسلمان مرد و زن حضور داشته اند. سرپرستی این کاروان را جعفر بن ابی طالب به عهده داشت. عمرو بن عاص و عبدلله بن ربیعة به همراه هدایان فروان، بلافاصله بعد از هجرت مسلمانان راهی حبشه شدند تا اینان را به مکه برگرداند. آن دو ابتدا با دادن هدایایی به درباریان نجاشی آنان را به طرف خود کشانیدند ولی با سخنان هوشمندانه و شجاعانه جعفر بن ابی طالب ،اقدامات آنان بی اثر ماند. همچنین جعفر در پاسخ سؤال نجاشی در مورد حضرت عیسی (ع) آیاتی از سوره مریم را برای او خواند،که تأثیر عمیقی در نجاشی گذاشت. پس از این سخنان ، نجاشی به فرستادگان قریش گفت که به هیچ عنوان حاضر به برگرداندن مسلمانان نیست و آنان تا هر زمان که بخواهند می توانند در حبشه زندگی کنند.
پس از آنکه قریش موفق به برگرداندن مهاجران به حبشه نشد، شروع به مبارزه به صورت ، محاصره اقتصادی و اجتماعی بنی هاشم کرد.
وضعیت اسفبار بنی هاشم در شعب ابیطالب به مدت سه سال ادامه داشت به گونه ای ناله های فرزندان آنان، آرام آرام، موجب نرمی دل های بعضی از متنفذان قریش شد. به همین دلیل تصمیم گرفتند تا این پیمان نامه را پاره کنند. از طرف دیگر جبرئیل خبر خورده شدن پیمان نامه توسط موریانه ها را به رسول خدا (ص) داد. این دو رویداد موجب شد تا بنی هاشم از شعب بیرون آیند و به زندگی عادی خود بازگردند.
پس از آن دو اتفاق تلخ برای رسول خدا (ص) افتاد تا ایشان سال دهم بعثت را سال غم و اندوه بنامند. این دو اتفاق ،یکی وفات عموی ایشان حضرت ابوطالب (ع) بود و دیگری به فاصله چند روز، وفات همسر با وفای ایشان ام المؤمنین حضرت خدیجه (س) در ۶۵ سالگی بود. حضرت هر دوی این بزرگواران را در قبرستان مُعَلیّ در کنار جدشان عبدالمطلب دفن کردند.
پس از فوت ابوطالب،ریاست بنی هاشم به ابولهب رسید و او حمایت بنی هاشم را از پیامبر (ص) برداشت. پیامبر(ص) بر اثر اختناق محیط مکه ، تصمیم گرفت به محیط دیگری برود و بدین منظور شهر طائف را انتخاب نمود.
رسول خدا (ص) به همراه زید بن حارثه عازم طائف شدند تا با بزرگان قبیله ثقیف دیدار کرده و آنان را به اسلام دعوت کنند. ولی آنها دست رد به سینه پیامبر (ص) زدند و سفیهان و بردگان خود را مجبور کردند تا با دشنام و به دنبال رسول خدا (ص) رفته و او را سنگباران کنند. رسول خدا پس از ده روز توقف در طائف و ناامیدی از حمایت قبیله بنی ثقیف راه مکه را در پیش گرفت.
در ۲ یا ۳ سال پیش از هجرت به مدینه، در یک شب به سفری به نام معراج، از مسجدالاقصی به آسمان رفتند. مسلمانان در۲۷ رجب «لیلةالاسراء و المعراج» را جشن می‎‎‎گیرند. بنا به نظر بیش‌تر مفسران قرآن، آیه‌های آغازین سوره اسراء به معراج اشاره دارند.
نخستین مسلمانان یثرب در یک گروه شش نفری در سال یازدهم بعثت نزد رسول خدا (ص) در مکّه اسلام آوردند. زمانی که اینان برای حج به مکه آمده بودند،رسول خدا (ص) به دعوت قبایل در موسم حج مشعول بودند، در «عقبه» به پیامبر (ص) برخورد کردند و رسول خدا (ص) از آنان خواست تا بنشینند تا برای آنان سخن بگوید. آنان پذیرفتند. آن حضرت اساس دعوت اسلام را برایشان عرضه کرد و آیاتی از قرآن تلاوت نمود. آنها پیش از آن خبر ظهور پیامبری را از یهودیان شنیده بودند، وی را همو دانسته و دعوتش را پذیرفتند و اظهار امیدواری کردند که با پذیرفتن دعوت رسول خدا(ص) با یکدیگر متحد شوند.
در موسم حج سال سیزدهم بعثت، تعداد هفتاد مرد و دو زن در عقبه با پیامبر (ص) بعیت کردند. به این صورت که زمانی حجاج در منی بودند، مسلمانان یثربی با هم قرار گذاشتند تا به عقبه رفته و با رسول خدا(ص) بیعت کنند. پس از اعلام حمایت نظامی یثربیان از پیامبر (ص) و شیوع اسلام در آن، بیشتر مسلمانان از مکه به مدینه هجرت کردند.
در دارالندوه  پیشنهاد داده شد تا از هر خاندان قریش کسی به نمایندگی از آن خاندان، شبانه به رسول خدا (ص) حمله کنند و ایشان را به قتل برسانند . چهل نفر از مشرکان قریش داوطلب شدند تا ایشان را بکشند. مورخین این روز را، روز « یوم الزحمه» می نامند.
جبرئیل خبر این توطئه را به ایشان داد. رسول خدا (ص) به حضرت علی (ع) گفت تا به جای او بخوابد و از همان برد یمانی سبز رنگی که رسول خدا (ص) روی خود می کشید ، استفاده کند.

مشرکان  چون متوجه شدند گمراه شده اند به تکاپو افتاده و به دنبال ایشان گشتند و توسط یک راهنما تا پای کوه ثور که رسول خدا (ص) به همراه ابوبکر در آنجا پنهان شده بودند، آمدند، و با مشاهده تارهای عنکبوبت بر در غار به داخل غار نرفتند.
رسول خدا (ص) در قبا منتظر رسیدن یار و پسر عم خود حضرت علی (ع) شدند که بعد از هجرت رسول خدا (ص) به همراه کاروانی که شامل زنان و دختران پیامبر (ص) و بنی هاشم می شد، از جمله - حضرت زهرا (س) و فاطمه بنت اسد - و سایر کسانی که هنوز موفق به هجرت نشده بودند ، به سمت مدینه در حرکت بود.
همراهان پیامبر (ص)  که با او از مکه به مدینه مهاجرت کردند به مهاجران شهرت یافتند و مردم یثرب که پیامبر و مهاجران را یاری رسانده بودند، انصار نامیده شدند.
پیامبر(ص) در این مدت که در قبا بودند،اقدام به ساختن مسجد قبا کردند و پس از رسیدن کاروان حضرت علی (ع) ، به همراه ایشان راهی مدینه شدند. فاصله میان بیعت عقبه دوم و هجرت رسول خدا به مدینه بین هفتاد روز تا سه ماه بود،
آن حضرت علاوه بر رسالت، به مدت ده سال امر زعامت و زمامدارى مسلمانان را پس از مهاجرت به مدینه طیبه بر عهده داشت.
حضرت هنگام ورود به یثرب فرمودند،هر کجا که شترشان توقف کند،همانجا اقامت خواهند گزید. نخستین اقدام رسول خدا (ص) در کنار خانه، ساختن مسجدی است که امروزه به مسجد النبی معروف است.
طعنه های یهودیان بر قبله اول مسلمانان بیت المقدس، موجب آزار مسلمانان و رسول خدا (ص) می شد، تا اینکه در نیمه ماه رجب سال دوم آیه تغییر قبله، در مسجد بنی سالم بن عوف که امروزه به مسجد ذوالقبلتین معروف است، نازل شد و قبله مسلمانان به سمت مکه تغییر یافت.
در زمان رسول خدا (ص)، نبردهای مسلمانان به دو قسمت تقسیم می شد.
  1. جهادهایی که خود رسول خدا (ص) در آنها شرکت می کردند که به آنها غزوه می گفتند و تعداد آنها را 26 یا 27 عدد نوشته اند.
  2. جهادهایی که رسول خدا (ص) ، یکی از اصحاب خود را فرمانده سپاه می کردند و خود شخصاً در آن ها شرکت نمی کردند، که به آنها سریه می گویند و تعداد آنها به روایت ابن اسحاق 35 سریه است.
رسول خدا (ص) برای جلوگیری از تجارت مشرکان قریش، دستور به غارت کاروان ها دادند تا با ناامن کردن راه ها، اقتصاد قریش را مختل کنند. به همین دلیل به اصحاب خود دستور جهاد دادند.
در هفدهم رمضان سال دوم غزون بدر در نزدیکی چاه های بدر بین مسلمانان و مشرکین در گرفت که در این نبرد مسلمانان توانستند قریشیان را شکست سختی بدهند و بسیاری از سران قریش در این جنگ کشته یا اسیر شدند.
پیامبر(ص) در نبرد بدر پرچم را به دستان مبارک امام علی (ع) دادند و پس از آرایش سپاه خود در برابر مشرکین قرار گرفتند. در ابتدا نبرد تن به تنی بین سه تن از قریش به نام های عتبة بن ربیعه،شیبة بن ربیعة و ولید بن عتبة به ترتیب با حمزة سید الشهدا،عبیدة بن حارث و علی بن ابی طالب (ع) در گرفت که اینان توانستند هر سه مشرک قریشی را بکشند و اولین پیروزی را برای سپاه اسلام به دست آورند.
دیگر وقایع سال دوم:
  1. وجوب روزه ماه رمضان
  2. مقرّر شدن اذان اسلامی و تعیین فصول
  3. عروسی امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب (ع) با حضرت زهرا (س)
بی شک مهم ترین اتفاق سال سوم هجری غزوه احد است که در هفتم شوال آن سال اتفاق افتاد و مسلمانان بسیاری از جمله : حمزه بن عبدالمطلب (سید الشهدا)، مصعب بن عمیر و ... به شهادت رسیدند.
در این حمله حدود هفتاد نفر از اصحاب رسول خدا (ص) به شهادت رسیدند و خود ایشان مجروح شد و عده بسیاری از مسلمانان فرار کرده و به بالای کوه احد فرار کردند و تنها عده کمی چون حضرت علی (ع) در کنار رسول خدا (ص) باقی ماندند. و در این جنگ بود که ندای « لا فتی الا علی لاسیف الا ذوالفقار » شنیده می شد. به هر حال مشرکان پس از این پیروزی به مکه و مسلمانان به مدینه بازگشتند.
امام حسن مجتبی (ع) نیز در نیمه رمضان این سال متولد شدند.
وقایع سال چهارم:
  1. میلاد امام حسین (ع) در سوم شعبان
  2. وفات فاطمه بنت اسد مادر حضرت علی (ع)
  3. نزول آیه تحریم شراب
بی شک مهم ترین رویداد سال پنجم هجری، غزوه احزاب یا خندق است.
پس از آنکه در غزوه بنی نضیر رسول خدا (ص) یهودیان را از شهر اخراج نمودند، چند تن از سران آنها به نزد قریشیان رفتند و با تحریک آنها و دادن وعده ی تامین مالی یک سپاه به فرماندهی قریش ، آنها را راضی به حمله به مدینه کردند. آنها همچنین قبیله های غطفان و بنی سلیم را نیز با دادن رشوه یک سال محصولات خیبر با خود همراه ساختند.
قبیله خزاعه که از هم پیمانان رسول خدا (ص) بودند،خبر این سپاه عظیم را به ایشان رساندند. حضرت نیز با جمع کردن اصحاب خود بار دیگر نظر آنها را در مورد نحوه برخورد با مشرکین جویا شدند. در این شورا همه تصمیم به دفاع در داخل شهر را گرفتند و به پیشنهاد سلمان فارسی، خندق هایی را در شمال مدینه کندند. به دلیل اینکه اعراب با خندق آشنایی نداشتند و از طرفی طول و عرض خندق ها بسیار وسیع بود، لشگر احزاب در پشت خندق ها متوقف شدند و نبرد تنها به صورت پرتاب تیر صورت می گرفت. همجنین در این نبرد، عمرو بن عبدود به همراه چند تن دیگر از خندق ها گذشتند. او که از قهرمانان و دلاوران عرب بود، پس از یک نبرد سخت با حضرت علی (ع) از پای درآمد و رسول خدا (ص) ضربتی را که حضرت علی (ع) در این روز زدند را از عبادت جن و انس بالاتر دانستند.
در اوایل جنگ حییّ بن اًخطب، به سوی قبیله بنی قریظه، تنها قبیله یهودی هم پیمان رسول خدا(ص) که هنوز در مدینه باقی مانده بود رفت، و با تحریک آنها، اینان را مجاب به حمله از پشت سر به سمت سپاهیان رسول خدا(ص) کرد.
پس از آنکه مشرکان متوجه شدند که نمی توانند از خندق ها عبور کنند و همچنین با سرد شدن هوا و اتمام آذوقه آنها و با خدعه ای که نعیم بن مسعود به آنها زد، مشرکان تصمیم گرفتند که به شهر خود بازگردند و پیروزی دیگری برای سپاه اسلام رقم خورد. پس از پایان غزوه خندق ، رسول خدا (ص) به سوی بنی قریظه رفتند و ریشه یهود را در غزوه بنی قریظه برای همیشه در مدینه کندند.
بی شک مهم ترین رویداد سال ششم صلح حدیبیه است که در قرآن در سوره فتح از آن به عنوان فتح المبین یاد می شود. همچنین در این سال رسول خدا (ص) نامه هایی را به همراه سفیرانی به سمت کشورهای روم، ایران، مصر، عمان، یمن و بحرین فرستادند.
در ذی القعده سال هفتم حج عمره ای که در سال گذشته محقق نشده بود، انجام شد که به عمرة القضاء معروف است.
مهم ترین اتفاق این سال غزوه خیبر است . در این غزوه رسول خدا (ص) خطر یهودیان را برای همیشه از بین برد. از دیگر اتفاقات این سال بازگشت مهاجران حبشه به مدینه است.
در سال هشتم پس از آنکه قریش پیمانی را که در حدیبیه با رسول خدا (ص) بسته بود، را شکست، رسول خدا (ص) به همراهی ده هزار نفر از مسلمانان از مدینه عازم مکه شدند. حرکت سپاه به صورت مخفیانه بود و تنها زمانی قریشیان از سپاه رسول خدا (ص) آگاه شدند که آتش های افروخته شده در اردوی سپاه اسلام را مشاهده نمودند. ابوسفیان که دید نمی تواند در برابر سپاه اسلام مقاومت کند، بالاجبار اسلام آورد و از رسول خدا(ص) امان خواست.
پس از آنکه قریشیان تسلیم مسلمانان شدند، در سال نهم دیگر قبایل عرب نیز دیگر در خود توان ایستادگی در برابر رسول خدا (ص) را نمی دیدند، به همین دلیل همگی تسلیم اسلام شدند. در این سال همچنین آخرین غزوه رسول خدا (ص) یعنی غزوه تبوک در این سال اتفاق افتاد.
در سال دهم هجرى (632 م) که پایه هاى حکومت اسلام کاملاً مستحکم شده بود، پیامبر گرامى اسلام حضرت محمد (ص) به موازات مکاتبه با سران دولِ جهان و مراکز مذهبى، نامه اى نیز براى اسقف نجران یمن «ابو حارثه» فرستاد و اهالى آن منطقه را به اسلام دعوت کرد. در روز 24 ذی الحجه که روز مباهله رسول خدا (ص) با نصاراى نجران است؛ پیامبر پیش از آنکه مباهله کند، عبا بر دُوش مبارک گرفت و حضرت امیرالمؤمنین و فاطمه و حَسَن و حسین عَلیهمُ السلام را داخل در زیر عبا نمود و گفت: پروردگارا هر پیغمبرى را اهل بیتى بوده است که مخصوص ترین خلق بوده اند به او، خداوندا اینها اهل بیت من هستند پس از ایشان برطرف کن شک و گناه را و پاک کن ایشان را پاک کردنى. پس جبرئیل نازل شد و آیه تطهیر در شأن ایشان آورد. پس حضرت رسول (ص) آن چهار بزرگوار را بیرون برد از براى مباهله چون نگاه نصارى بر ایشان افتاد و حقّیّت آن حضرت و آثار نزول عذاب مشاهده کردند جُرأت مُباهله ننمودند و استدعاى مصالحه و قبول جزیه نمودند
حضرت رسول (ص) بعد از هجرت، ده سال در مدينه ماند و حج به جا نياورد تا آن كه در سال دهم خداوند عالميان اين آيه را فرستاد كه: «و اذّن فى النّاس بالحجّ يأتوك رجالا و على كلّ ضامر يأتين من كلّ فجّ عميق، ليشهدوا منافع لهم»؛ و در ميان مردم براى اداى حج بانگ برآور تا پياده و سوار بر هر شتر لاغرى كه از هر راه دورى مى آيند به سوى تو روى آورند.
وقتی حضرت رسول (ص) از اعمال حجة الوداع فارغ شد متوجه مدينه شد و حضرت اميرالمؤمنين (ع) و ساير مسلمانان در خدمت آن حضرت بودند و چون به غدیر خم رسيدند. حق تعالى اين آيه را فرستاد: «يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ».
يعنى: «اى پيغمبر بزرگوار! برسان به مردم آن چه فرستاده شده است بسوى تو از جانب پروردگار تو» در باب نص بر امامتعلى بن ابى طالب (ع) و خليفه نمودن او در ميان امت خود؛ پس فرمود: «وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ»؛ پس اگر نكنى رسالت خدا را نرسانده ای و خدا تو را نگاه مى دارد از شر مردم.
رسول اکرم (ص) در آنجا خطبه معروف غدیرخم را قرائت فرمودند و حضرت علی (ع) را به جانشینی خود معرفی کردند. سپس همه بر گرد رسول خدا (ص) و اميرالمؤمنين (ع) جمع شدند و با آن حضرت بيعت نمودند.
دوشنبه 28 صفر، بنا به روایت بیشتر علماى شیعه و دوازدهم ربیع الاول بنا به قول اكثر علماى اهل سنّت، در سال یازدهم هجرى (6 خرداد ماه 11 خورشیدی) در سن 63 سالگى، در مدینه بر اثر زهرى كه زنى یهودى به نام زینب در جریان نبرد خیبر به آن حضرت خورانیده بود به شهادت رسیدند و در همان خانه‏ اى كه وفات یافته بود دفن شدند. هم اكنون مرقد مطهر آن حضرت، در مسجد النبى قرار دارد.
در سقیفه بنی ساعده خلافت را از حضرت علی (ع) غضب کردند.

پس از ابوبکر، به ترتیب عمر بن خطاب، عثمان بن عفان و علی بن ابیطالب (ع) به خلافت رسیدند که به خلفای راشدین مشهورند. پس از آنان حکومت به بنی امیه و سپس به بنی عباس رسید. عبدالرحمان سوم و جانشینانش در آندلس، فاطمیان، حفصیان و مرینیان نیز خود را جانشین محمد می‌دانستند.
سلاطین عثمانی هیچ‌گاه رسماً خلیفه نبودند. تنها عبدالمجید دوم از ۱۹۲۲ تا ۱۹۲۴ خود را خلیفه تمامی مسلمانان خواند.

بعد از درگذشت خدیجه کبری ، پیامبر با زنان دیگری که اکثراً بیوه بودند ازدواج کرد.
همسران: سوده بنت زمعه بیوه‌ای ۳۵ ساله بود، عایشه بنت ابى بكر، امّ شریك بنت دودان، حفصه بنت عمر که شوهر اولش در جنگ بدر کشته شد و بیوه‌ ای ۲۰ ساله بود، ام حبیبه دختر ابوسفیان (رهبر اهالی مکه و مخالف پیامبر) بیوه عبید بود، امّ سلمه بنت عاتكه بیوه ابوسلمه بود، زینب بنت جحش زن طلاق‌گرفتهٔ زید (فرزندخواندهٔ حضرت محمد(ص)) بود، زینب بنت خزیمه بیوه عبیده بود و کمی پس از ازدواج در ۳۱ سالگی درگذشت، میمونه بنت حارث بیوه بود و در ۵۱ سالگی ازدواج کرد، جویریه بنت حارث دختر رئیس قبیله بنی‌مصطلق بود، صفیّه بنت حىّ بن اخطب از اسیران یهودی در جنگ خیبر بود که شوهرش پس از جنگ خیبر اعدام شده بود و ماریه را فرمانروای مصر هدیه داده بود و کنیز ایشان بود.

فرزندان: الف)  1. قاسم. او پیش از بعثت پیامبر اكرم (ص) تولد یافت. از این رو پیامبر (ص) را ابوالقاسم نامیدند. 2. عبدالله. این كودك چون پس از بعثت به دنیا آمده بود، وى را «طیّب» و «طاهر» مى‏ گفتند. 3. ابراهیم. او در اواخر سال هشتم هجرى متولد شد و در رجب سال دهم هجرى وفات یافت.
عبدالله و قاسم از خدیجه كبرى (س) و ابراهیم از ماریه قبطیه متولد شدند. و هرسه آنان در سنین كودكى از دنیا رفتند.
ب) دختران: 1. زینب (س). 2. رقیه (س). 3. ام كلثوم (س). 4. فاطمه زهرا (س).
دختران پیامبر اسلام (ص) همگى از حضرت خدیجه (س) متولد شدند و تمام فرزندان رسول خدا (ص) جز فاطمه زهرا (س) پیش از رحلت آن حضرت، از دنیا رفته بودند.
ام‌کلثوم و رقیه با عثمان ازدواج کردند و پیش از حضرت محمد (ص) درگذشتند . ماریه نیز پسری به نام ابراهیم آورد که در دو سالگی درگذشت.
تنها فرزندى كه از آن حضرت در زمان رحلتش باقى مانده بود، فاطمه زهرا (س)، آخرین دختر وى بود. این بانوى مكرّمه، افتخار بانوان عالم، بلكه همه انسان‏ ها و مورد تقدیس و تكریم فرشتگان عرشى است. همو است كه مادر سبطین و امّ الأئمة المعصومین(ع) است.گرچه پیامبر اسلام(ص) به تمام خاندان مؤمن خویش علاقه‏ مند بود، اما در میان همسرانش بیش از همه، به خدیجه كبرى (س) و در میان فرزندانش بیش از همه، به فاطمه زهرا (س) علاقه‏ مند بوده و اظهار محبت و لطف مى‏ فرمود.
رحلت ایشان (یکشنبه) 6 خرداد ماه 11 خورشیدی یا 27 می 632 می باشد.
شنبه, 03 آذر 1397 11:02
انارک نیوز: حضرت‌ امام‌ جعفر صادق‌ عليه‌ السلام‌، امام ششم و رئيس‌ مذهب‌ جعفرى‌ (شيعه‌) در روز 17 ربيع‌ الاول‌ سال‌ 83 هجرى‌ (چهارشنبه 2 اردیبهشت ماه 81 خورشیدی) معروف به سال قحطى، در مدینه دیده به جهان گشود. پدرش‌ امام‌ محمد باقر (ع‌) و مادرش‌ "ام‌ فروه‌" دختر قاسم‌ بن‌ محمد بن‌ ابى‌ بكر مى‌باشد. 
كنيه‌ آن‌ حضرت‌ "ابو عبدالله‌" و لقبش‌ "صادق‌" (راستگو) است‌. حضرت‌ تا سن‌ 12 سالگى‌ معاصر جد گراميش‌ حضرت‌ امام سجاد (ع) بود. پس‌ از رحلت‌ امام‌ چهارم‌ مدت‌ 19 سال‌ نيز در خدمت‌ پدر بزرگوارش‌ امام‌ محمد باقر (ع‌) زندگى‌ كرد. بنابراين‌ صرف‌ نظر از جنبه‌ الهى‌ و افاضات‌ رحمانى‌ كه‌ هر امامى‌ آن‌ را دار مى‌باشد، بهره‌مندى‌ از محضر پدر و جد بزرگوارش‌ موجب‌ شد كه‌ آن‌ حضرت‌ با استعداد ذاتى‌ و شم‌ علمى‌ و ذكاوت‌ بسيار، به‌ حد كمال‌ علم‌ و ادب‌ رسيد و در عصر خود بزرگترين‌ قهرمان‌ علم‌ و دانش‌ گرديد.
پس‌ از درگذشت‌ پدر بزرگوارش‌ 34 سال‌ نيز دوره‌ امامت‌ او بود كه‌ در اين‌ مدت‌ "مكتب‌ جعفرى‌" را پايه‌ريزى‌ فرمود و موجب‌ بازسازى‌ و زنده‌ نگهداشتن‌ شريعت‌ محمدى‌ (ص‌) گرديد . داراى‌ حكمت‌ و علم‌ وسيع‌ و نفوذ كلام‌ و قدرت‌ بيان‌ بود. با كمال‌ تواضع‌ و در عين‌ حال‌ با نهايت‌ مناعت‌ طبع‌ كارهاى‌ خود را شخصا انجام‌ مى‌داد و در برابر آفتاب‌ سوزان‌ حجاز بيل‌ به‌ دست‌ گرفته‌، در مزرعه‌ خود كشاورزى‌ مى‌كرد و مى‌فرمود: اگر در اين‌ حال‌ پروردگار خود را ملاقات‌ كنم‌ خوشوقت‌ خواهم‌ بود زيرا به‌ كد يمين‌ و عرق‌ جبين‌ آذوقه‌ و معيشت‌ خود و خانواده‌ام‌ را تأمين‌ مى‌نمايم‌.  
زندگى‌ پربار امام‌ جعفر صادق‌ (ع‌) مصادف‌ با خلافت‌ پنج‌ نفر از بنى‌ اميه‌  و دو نفر از خلفاى‌ عباسى‌ بود و دوران امامت امام ششم یکی از طوفانى‌ترين‌ ادوار تاريخ‌ اسلام‌ است‌ كه‌ از يك‌ سو اغتشاشها و انقلابهاى‌ پياپى‌ گروههاى‌ مختلف‌ ، به ويژه‌ از طرف‌ خونخواهان‌ امام‌ حسين‌ (ع‌) رخ‌ مى‌داد،
آن حضرت مردم را بر آن می داشت تا در قیامی که عمویش زید بن علی بن الحسین (ع) بر ضد دولت امویان کرده بود، پشتیبان زید باشند. هنگامی که خبر قتل زید به او رسید بسیار ناراحت شد و اندوهی عمیق به او دست داد و نیز هنگامی که جنبش محمد بن عبدالله بن حسن  (ع) شکست خورد، امام را حزن و اندوه فرا گرفت و سخت بگریست و مردم را مسؤول کوتاهی در برابر آن جنبش دانست. قیام یحیی بن زید پسر عمویش، به اینها باید قیام عبدالله بن محمد باقر (ع)، برادر حضرت، و عبیدالله اعرج بن حسین بن زین العابدین (ع) پسر عموی حضرت را افزود.
سرانجام انقلاب‌ "ابو سلمه‌" در كوفه‌ (هرگاه از او می‌پرسیدند: امام کیست؟ می‌گفت: شتاب مکنید. او می‌خواست کار زمامداری را به فرزندان ابوطالب بسپارد ولی امام به دعوت ابوسلمه پاسخ نداد و نامه او را سوزاند. زیرا دعوت ابوسلمه دعوتی سیاسی بود، نه آنکه امام صادق (ع) را امام واجب اطاعت بداند) و سیاه جامگان به رهبری "ابو مسلم‌" (ابو مسلم خراسانی که در برپایی دولت عباسیان تلاش بسیار کرده بود را منصور عباسى‌ به قتل رساند) حكومت‌ شوم‌ هزار ماهه‌ بنى‌ اميه‌ را برانداخت‌ و خلافت عباسیان شروع شد. امام با حسن استفاده از این فترت و ضعف قدرت سیاسی به بسط و اشاعه معارف دینی همت می گمارد.
گسترش زائدالوصف سرزمین اسلامی و مواجهه اسلام و تشیع با افكار، ادیان، مذاهب و عقاید گوناگون اقتضای جهادی فرهنگی داشت و امام صادق (ع) به بهترین وجهی به تبیین، تقویت و تعمیق “هویت مذهبی تشیع” پرداخت. از عصر جعفری است كه شیعه در عرصه های گوناگون كلام، اخلاق، فقه، تفسیر و… صاحب هویت مستقل می شود.
می‌توان گفت از سال ۴۰ ق. پس از شهادت امام علی (ع)  تا نزدیک به پایان سده نخستین هجرت، جز معدودی از صحابه و تابعان از فقه درست -فقه آل محمد (ص)- بی‌بهره بودند. در روزگار امام باقر (ع) اندکی گشایش پدید آمد و سالیان دوران امامت امام صادق (ع) عصر انتشار فقه آل محمد یا به تعبیر دیگر، روزگار تعلیم و تدریس فقه جعفری بود. در این سالها مدینه نیز چهره دیگری یافته بود.
چهار هزار راوی برای امام جعفر صادق (ع) مغز متفکر جهان شیعه برشمرده اند و  بسیاری از فقها از پرورش یافتگان مکتب ایشان بوده‌اند. جابر ابن حیان -کیمیاگر معروف که در غرب به نام Geber خوانده‌ می‌شود- بسیاری از اختراعات خود را منتسب به جعفر صادق (ع) یا با تغییرات جزئی از آموزه‌های او می‌داند. به نظر چنین می‌آید که امام معلمی بود که نگارش را به دیگران (مثلاً شاگردانش) می‌سپرد.
مالک بن انس، پیشوای یکی از مذاهب چهارگانه فقهی اهل سنت، مدتی شاگرد جعفر صادق (ع) بود. ابوحنیفه، پیشوای یکی دیگر از مذاهب چهارگانه فقهی اهل سنت، نیز شاگرد جعفر صادق (ع) بود. به عنوان نمونه، آلوسی درباره عظمت علمی صادق (ع) گفته‌است: اگر جعفر بن محمد (ع) نبود، مردم احکام و مناسک حجشان را نمی‌دانستند.
بیشترین حجم روایات، احادیثی است كه از امام صادق (ع) نقل شده است، اهمیت معارف منقول از جعفر بن محمد (ع) به میزانی است كه شیعه به ایشان منسوب شده است: ”شیعه جعفری“. كمتر مسئله دینی (اعم از اعتقادی، اخلاقی و فقهی) بدون رجوع به قول امام صادق (ع) قابل حل است.
از دیگر ده ائمه عمر بیشتری نصیب ایشان شد و ایشان با شصت و پنج سال عمر شیخ الائمه محسوب می شود. مردی از امام خواست وی را چیزی بیاموزد که به خوبی دنیا و آخرت برسد و مختصر باشد، فرمود: دروغ مگو.
حضرت دست کم یک نوبت از سوی منصور به عراق احضار شد و چندی در آنجا ناچار به اقامت شده است. حضرت‌ صادق‌ (ع‌) بر اثر توطئه‌هاى‌ منصور عباسى‌ در 25 شوال سال‌ 148 هجرى‌ مسموم‌ (آدینه 26 آذرماه 144 خورشیدی) و در قبرستان‌ بقيع‌ در مدينه‌ در كنار قبر پدرش، امام باقر (ع) و جدش، امام سجاد (ع)  و عمویش، امام حسن (ع) دفن شد.

حضرت‌ امام‌ صادق‌ (ع‌) هفت‌ پسر و سه‌ دختر داشت‌. همسرانش فاطمه (مادر اسماعیل، عبدالله، ام فروة)، حمیده بربریة یک کنیز (مادر موسی (امام کاظم علیه‌السلام)، اسحاق، محمد) و زنانی دیگر (مادران بقیه فرزندان وی) بوده‌اند.
فرزندانش؛ اسماعیل (از امامان اسماعیلیه که پيش‌ از وفات‌ حضرت‌ امام صادق‌ (ع‌) از دنيا رفته‌ است‌)، عبدالله افطح، موسی کاظم (ع) (امام هفتم شیعیان)، محمد دیباج، اسحاق، علی عریضی، عباس، ام فروة، اسماء و فاطمه می باشند.
پس‌ از حضرت‌ صادق‌ (ع‌) مقام‌ امامت‌ بنا به‌ امر خدا به‌ امام‌ موسى‌ كاظ‌م‌ (ع‌) منتقل‌ گرديد.
زادروز ایشان چهارشنبه 2 اردیبهشت ماه 81 خورشیدی یا 23 آوریل 702 میلادی و شهادت آدینه 26 آذرماه 144 خورشیدی یا 17 دسامبر 765 میلادی می باشد.
سه شنبه, 29 آبان 1397 13:53
انارک نیوز - 1 آذرماه (پنجشنبه) 1397: آذر جشن
2 آذر: اولتيماتوم شوروي به وزارت خارجه ايران (1300)
3 آذر: آغاز انتشار روزنامه «مجلس» در تهران (1285)
4 آذر (تعطیل): ولادت حضرت رسول اکرم (ص)  (17 ربیع الاول 53 سال قبل از هجرت) و روز اخلاق و مهرورزی - ولادت حضرت امام جعفر صادق (ع) موسس مذهب جعفری (17 ربیع الاول 83 ه.ق) - روز جهانی حذف خشونت علیه زنان (25 نوامبر)
5 آذر: روز بسیج مستضعفان (به فرمان حضرت امام خمینی (ره) 1358)
6 آذر: کنفرانس تهران (اسم رمز: یوریکا) با شرکت چرچیل، روزولت و استالین (از ۶ تا ۹ آذرماه ۱۳۲۲)
7 آذر: روز نیروی دریایی
8 آذر:  روز جهانی همبستگی با مردم فلسطين (29 نوامبر)
9 آذر: روز بزرگداشت شیخ مفید - جشن آذرگان (آذرروز)
10 آذر: شهادت آیت ا... سید حسن مدرس (1316) و روز مجلس - روز جهانی مبارزه با ایدز (1 دسامبر)
11 آذر: شهادت میرزا کوچک خان جنگلی (1300) - روز جهانی لغو برده داری (2 دسامبر)
12 آذر: روز قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران (1358) - روز جهانی معلولان (3 دسامبر)
13 آذر: روز بیمه
14 آذر: روز جهانی داوطلبان برای توسعه اقتصادی و اجتماعی (5 دسامبر)
15 آذر: روز حسابدار
16 آذر: روز دانشجو (شهادت سه دانشجو به نامهای قندچی و بزرگ نیا و شریعت رضوی در دانشگاه تهران (1332)) - روز جهانی هواپیمایی غیر نظامی (7 دسامبر)
18 آذر: معرفی عراق به عنوان مسئول و آغازگر جنگ از سوی سازمان ملل (1370) - روز جهانی مبارزه با فساد (9 دسامبر)
19 آذر: تشکیل شورای عالی انقلاب فرهنگی به فرمان حضرت امام خمینی (ره) (1363) - روز جهانی حقوق بشر (10 دسامبر)
20 آذر: شهادت آیت ا... دستغیب سومین شهید محراب به دست مجاهدین خلق (1360) - روز جهانی کوهستان (11 دسامبر)
21 آذر: ولادت حضرت عبدالعظیم حسنی (4 ربیع الثانی 173 ه.ق)
25 آذر: ولادت حضرت امام حسن عسکری (ع) (8 ربیع الثانی 232 ه.ق) - روز پژوهش - روز تجلیل از شهید تندگویان
26 آذر: روز ایمنی حمل و نقل و رانندگان
27 آذر: وفات حضرت معصومه (س) (10 ربیع الثانی 201 ه.ق) - شهادت آیت ا... دکنر محمد مفتح (1358)، روز وحدت حوزه و دانشگاه - روز جهانی عاری از خشونت و افراطی گری (18 دسامبر) - روز جهانی مهاجران (18 دسامبر)
29 آذر: روز جهانی همبستگی بشر (20 دسامبر)
30 آذر: شب یلدا، شب چله زمستان
سه شنبه, 22 آبان 1397 20:30
ولایت‌پذیری برادر بزرگ‌تر حضرت امام شکایت از رضاخان نزد موسس حوزه علمیه قم 
ولایت‌پذیری برادر بزرگ‌تر حضرت امام 
آیت‌الله پسندیده برادر بزرگ‌تر حضرت امام خمینی پس از عمری مجاهدت، ۲۲ آبان ۷۵ در ۱۰۰ سالگی رخ در نقاب خاک کشید. پیکر این عالم جلیل‌القدر در مسجد بالاسر در حرم مطهر حضرت فاطمه معصومه(س) به خاک سپرده شد. 
گروه تاریخ: آیت‌الله پسندیده در ۱۷ شوال سال ۱۳۱۳ ه‍ ق (چهارشنبه ۱۳ فروردین ۱۲۷۵ ﻫ.ش) در شهرستان خمین چشم به جهان گشود. پدر ایشان آیت‌الله شهید مرحوم سید مصطفی موسوی ـ فرزند برومند علامه جلیل القدر مرحوم سید احمد موسوی ـ است که مانند اکثر علمای آن روزگار در نجف اشرف به تحصیل و تدریس مشغول بود.  سیداحمد به دعوت و درخواست مرد نیکوکار و بزرگواری به نام «یوسف‌خان کمره‌ای» که برای زیارت به عتبات مقدسه مشرف شده بود ـ برای ارشاد و پیشوایی اهالی خمین ـ به آن سامان می‌رود و با دختر مرحوم یوسف‌خان ازدواج می‌کند. از فرزندانشان یک دختر و یک پسر به-نام‌های: «صاحبه» و «مصطفی» باقی می‌مانند.
سیدمصطفی نیز همچون پدر برای ادامه تحصیلات به نجف اشرف و «سامرا» ـ به خاطر حضور مرحوم میرزای شیرازی در آن جا ـ عزیمت می‌کند و پس از آن که در زمره علما و مجتهدین عصر خود قرار می‌گیرد، به ایران باز می‌گردد و زعامت و پیشوایی اهالی خمین و حومه را عهده‌دار می‌شود و به علت مبارزه با حاکم ظالم و نیز خوانین منطقه در ذی‌الحجه ۱۳۲۰ قمری در بین راه خمین ـ اراک مورد سوء قصد بعضی از اشرار قرار می‌گیرد و بر اثر اصابت چند گلوله به کتف و کمر، در سن ۴۷ سالگی به شهادت می‌رسد و جنازه آن مرحوم به نجف اشرف منتقل و در آن جا دفن می‌شود. بعد از شهادت پدر:  در زمان شهادت پدر، مرحوم آیت‌الله پسندیده، ۸ سال بیشتر نداشت که به همراه مادر، به خونخواهی پدر برخاست و در سال ۱۳۲۱ هجری قمری (۱۲۸۲ ش) جهت دادخواهی به سلطان آباد (اراکِ امروز) رفت و با بدیع الملک صحبت کرد و سپس در اراک به عضدالملک شکایت برد و در نهایت به همراه برادر ـ آقا نورالدین ـ و خواهر بزرگتر و مادر و عمه و چند نفر دیگر در سال ۱۳۲۳ هجری قمری به قصد ملاقات با عین‌الدوله (صدر اعظم وقت) عازم تهران شد و پس از یک سفر ده روزه به تهران رسید. مرحوم آیت‌الله پسندیده چگونگی ملاقات خویش با عین‌الدوله را چنین توصیف می‌کند: «... من رفتم قبایش را گرفتم. دقیقاً یادم داده بودند به کنایه بگویم: اگر شما عادل هستید، ما عادل نیستیم، قاتل را بدهید به دست ما، ما او را می‌کشیم. من این را به عین‌الدوله گفتم. عین‌الدوله گفت «نخیر؛ قاتل را می‌کشم... گفتیم: تا قاتل کشته نشود از عمارت بیرون نمی‌رویم و ما این جا متحصن می‌شویم...» در نهایت با تلاشی که صورت گرفت، قاتل در چهارم ربیع‌الاول ۱۳۲۳ هجری به جوخه اعدام سپرده شد...
پس از شهادت آیت‌الله سیدمصطفی خمینی، حوزه علمیه و شهر قم به عنوان پایگاه دائمی انقلاب اسلامی مرکز جوش و خروش انقلابی یاران امام شد. حضور آیت‌الله پسندیده در بیت امام یکی از عوامل مهم ارتباط انقلاب اسلامی با رهبری آن در نجف‌اشرف و به خصوص در زمان اقامت امام در نوفل لوشاتو بود.  در راستای همین نقش مؤثر بود که ساواک حضور ایشان را در قم برای رژیم خطرناک دانست و طی یک دادگاه فرمایشی آن مرحوم را برای مدت سه سال به شهر کویری انارک تبعید کرد؛ ولی آیت‌الله پسندیده حکم غیرقانونی تبعید را نادیده گرفت و با شهامت به قم بازگشت. این بار ساواک با عصبانیت به مسئلۀ بازگشت ایشان به قم پرداخت و طی حکمی محل تبعید ایشان را از انارک به داران اصفهان تغییر داد.
(۱۳:۳۱ - ۱۳۹۷/۸/۲۲)
شنبه, 19 آبان 1397 23:46
آخرین خواسته وزیر ضد دربار مصدقدر روز ۱۹ آبان ۱۳۳۳ دکتر سیدحسین فاطمی مدیر روزنامه باختر امروز و وزیر امور خارجه دولت دکتر مصدق، بعد از ماه‌ها بازداشت، تیرباران شد. 
به گزارش خبرنگار تاریخ خبرگزاری فارس: در روز ۱۹ آبان ۱۳۳۳ دکتر سیدحسین فاطمی مدیر روزنامه باختر امروز و وزیر امور خارجه دولت دکتر مصدق، بعد از ماه‌ها بازداشت، تیرباران شد. سیدحسین فاطمی در سال ۱۲۹۶ ش در نایین به دنیا آمد. در سال ۱۳۱۵ به همراه برادرش وارد کارهای مطبوعاتی شد و تا سال ۱۳۲۴ در روزنامه باختر فعالیت کرد. 
وی سپس برای تحصیل در فن روزنامه نگاری عازم اروپا شد و دربازگشت در سال ۱۳۲۸، روزنامه باختر امروز را تاسیس کرد.
حسین فاطمی پس از مدتی به همراه محمد مصدق رهبری جبهه ملی را بر عهده گرفت و توسط روزنامه خود، افکار و عقاید جبهه ملی را انتشار می‌‏داد.  او پس از نخست وزیری دکتر مصدق، در ابتدا به معاونت سیاسی و پارلمانی دولت و نمایندگی مجلس شورای ملی رسید و سپس در مهر ۱۳۳۱ عهده دار وزارت امور خارجه شد. از جمله کارهای اساسی او در وزارت امور خارجه، قطع رابطه سیاسی با انگلستان، بستن سفارت انگلیس در تهران و کنسولگری‏های آن دولت استعمارگر در شهرستان‏ها بود.
دکتر فاطمی به عنوان وزیر امور خارجه دولت دکتر مصدق و مدیر روزنامه «باختر امروز» و از مخالفان سیاست‏های استعماری انگلستان، پس از کودتای امریکایی ۲۸ مرداد ۳۲ و برکناری دولت دکتر مصدق، تحت تعقیب مأموران رژیم شاه قرار گرفت. وی سرانجام پس از هفت ماه اختفا، در اسفند ۱۳۳۲ دستگیر و در حالی که بر اثر ضربات وارد شده به او، توان تکان خوردن نداشت در دادگاه حاضر شد. دکتر فاطمی در نهایت به اعدام محکوم گردید و این حکم در ۱۹ آبان ۱۳۳۳ ش به مرحله اجرا درآمد. وی از همان سال‏های نخستین روزنامه نگاری، با رضا خان و خانواده پهلوی مبارزه می‏کرد و از آنان انتقاد می‏نمود. از این رو همیشه مغضوب دربار بود تا این که پس از کودتای ۲۸ مرداد، فرصت تصفیه به دست دربار افتاد و او را از سر راه برداشتند.
خسرو بهمنی قاجار تاریخ پژوه و محقق در گفت‌وگو با خبرنگار تاریخ‌ خبرگزاری فارس اظهار داشت: دکتر فاطمی شخصیتی بود که روح زمانه خود را تا حدودی درک کرده بود. فاطمی به این درک رسیده بود در منازعه‌ای که بین مصدق و دربار وجود دارد به یک پیروز نیاز دارد که یک نفر باید نفر دیگری را حذف کند.  وی افزود: مصالحه بین شاه و مصدق تقریبا محال شده بود. این در حالی است که دکتر مصدق، هم دوست داشت نخست وزیر مشروطه باشد و اختیارات محمدرضاشاه را خیلی محدود کند و مانع از بازگشت دیکتاتور پهلوی شود و هم به سلطنت وفادار باشد. دکتر مصدق سوگند خورده بود هرگز در پی فکر تغییر رژیم نباشد و اگر رژیم به هر طریق  تغییر کرد ریاست جمهوری رژیم جدید را نپذیرد.
بهمنی قاجار ادامه داد: مصدق در پی حفظ وضع موجود بود فاطمی دریافته بود این وضعیت ناپایدار است و کار باید به نفع یکی از دو طرف درگیر نهضت تمام شود. فاطمی معتقد بود مصدق باید در یک حرکت انقلابی شاه را برکنار کند و حکومت جمهوری برپا کند. این تاریخ‌پژوه ادامه داد: از خاطرات فاطمی که در زندان نوشته شده است می‌توان درک کرد فاطمی به مصدق نقد دارد که چرا مصدق وضعیت خود را مشخص نکرد.
وی افزود: اگر نخست‌وزیر محافظه‌کار است باید تابع محمدرضا شاه باشد اگر شاه مصدق را برکنار کرد اعتراض نکند و بپذیرد. مصدق نمی‌تواند در چارچوب یک سیاستمدار محافظه‌کار هم مجلس را منحل کند، هم در برابر محمدرضاشاه مقاومت کند، در ضمن سلطنت را حفظ کند به اصول محافظه‌کاری خود پایبند باشد. بهمنی قاجار ادامه داد: فاطمی معتقد بود اگر مصدق انقلابی عمل کند لازم نیست به هیچ کدام از موارد فوق پایبند باشد می‌تواند انقلابی عمل کند و رژیم را تغییر بدهد.
وی افزود: فاطمی مانند مصدق خود را پایبند به قوانین حاکم نمی‌دانست و معتقد بود باید در راستای منافع نهضت ملی شدن نفت عمل کند که آن خلع استعمار است در راستای این اهداف اگر از چارچوب قانون عبور کرد مشکلی وجود ندارد. بهمنی قاجار ادامه داد: فاطمی معتقد بود قانون برای مملکت است نه مملکت برای قانون؛ درست برعکس مصدق که به قانون و ظواهر قانون پایبند بود. اما دکتر فاطمی و طرفداران سلطنت این انتقاد را به مصدق دارند که در حالی که مصدق سعی داشت قانون را اجرا کند در نهایت نتوانست قانون را رعایت کند. مصدق دچار تناقضاتی بود که هم می‌خواست نهضت ملی شدن صنعت نفت را اجرا کند هم سلطنت را حفظ کند که در برخی موارد غیرعملی بود.
وی در مورد شخصیت فاطمی گفت: از ابتدا فاطمی با شاه مشکلی نداشت و حتی مناسبات دوستانه با شاه داشت منتها به خاطر منافع عالی نهضت ملی و به خاطر این که دربار و سلطنت را نمادی از وابستگی ایران به اجنبی می‌دانست، طرفدار برچیده شدن حکومت پهلوی بود. جمله مشهوری از فاطمی نقل شده است که من فکر می‌کردم با بستن سفارت انگلیس از استعمار قطع ید می‌کنم اما تا دربار هست انگلیس‌ها نیاز به سفارت‌خانه ندارند.
بهمنی قاجار ادامه داد: فاطمی در وزارت خارجه نیز انقلابی کرد اما به منافع ملی پایبند بود. در جلسه گرفتن رای اعتماد در مجلس گفت: ما در داخل هزار گونه با هم اختلاف سلیقه داریم اما اختلاف عقیده نداریم ایده‌مان باید حفظ منافع ملی ایران باشد. وی ادامه داد: فاطمی تاکید می‌کند قطعه قطعه کردن فاطمی مشکلی را ایجاد نمی‌کند اصل باید مملکت حفظ شود مملکت قطعه قطعه نشود وگرنه هزار امثال فاطمی فدای حفظ ایران. فاطمی یک ایران گرای معتقد به جمهوری بود.
وی درمورد لحظات آخر عمر دکتر فاطمی گفت: دکتر فاطمی شخصیت بسیار عاطفی داشت مناسبات گوناگون با زندانیان داشت در روزهای آخر عمر اموال خود را به پرستاران می‌بخشد. وی در پایان خاطر نشان کرد:‌ در آخرین لحظه فکر زن و فرزندش بود و بسیار دوست داشت با همسرش دیدار کند اما متاسفانه این دیدار میسر نشد. مشخص نشد به چه دلیل این دیدار میسر نشد آیا همسر ایشان علاقه‌ای به دیدار نداشت؟ یا اینکه کسانی مانع این دیدار شدند. به فکر فرزندش بود و وصیت کرد مصدق قیم فرزندش باشد و پولی که در جیبش بود و ساعت خود را به زندانبان‌ها بخشید.
(۱۰:۱۵ - ۱۳۹۷/۸/۱۹)
سه شنبه, 01 آبان 1397 11:41
به گزارش روابط عمومی اداره کل میراث فرهنگی استان اصفهان؛ صبح امروز 1 آبان ماه، فریدون الله یاری مدیر کل میراث فرهنگی استان اصفهان از آغاز مرمت کاروانسرای مشجری نائین در کویر شرق استان اصفهان جهت واگذاری به بخش خصوصی و تغییر کاربری آن به مرکز اقامتی و پذیرائی بین راهی خبر داد. 
الله یاری گفت: بنای تاریخی کاروانسرای مشجّری یکی از شش کاروانسرای بزرگ شهرستان نائین و در 55 کیلومتری شرق انارک حد واسط شهر انارک و روستای چوپانان قرار گرفته که با فاصله 10 کیلومتری از جاده اصلی قرار دارد.
مدیر کل میراث فرهنگی استان اصفهان خاطر نشان کرد: جبهه ورودی کاروانسرا به صورت طاق نما بوده که در هر طرف سه طاق نمای آجری وجود دارد، همچنین پی ها و ازاره های دیوارها ی نمای بیرونی از سنگ قلوه ساخته شده است. 
او عنوان کرد: با پی گیری های صورت گرفته توسط اداره میراث فرهنگی شهرستان و اداره کل میراث فرهنگی استان، جهت جذب سرمایه گذار برای کاروانسراها به عنوان یک ظرفیت باالقوه، این کاروانسرا جهت تبدیل به مرکز اقامتی و پذیرایی بین راهی موفق به دریافت موافقت اصولی تغییر کاربری این بنا در سال 1392 و با تکمیل پرونده مجوز احداث آن نیز در سال 1394  جهت سرمایه گذار صادر گردیده است.
الله یاری تاکید کرد: مرمت های اصلی این بنا که توسط استادکاران سنتی مجرب در حال اجرا است شامل: ایزوله کامل پشت بام و تعمیر آجر های فرسوده و شکسته بام و شیب بندی و مرمت ناودان ها، مرمت و پی بندی دیوارهای فرسوده و نشست کرده، مرمت آجرهای فرو ریخته در قسمت هایی از بنا از جمله در پیشانی ورودی نمای اصلی و همین طور ایوان روبروی ورودی اصلی و نیز کف سازی بنا می باشد.
گفتنی است این پروژه با پیشرفت حداقل ۴۰ درصد هم اکنون با طرح تایید شده توسط اداره کل در حال اجرا می باشد.
(1397/08/01 09:44)
یکشنبه, 29 مهر 1397 12:05
انارک نیوز - 1 آبان ماه 1397 سه شنبه: روز آمار و برنامه ریزی - شهادت آیت ا... حاج سید مصطفی خمینی (1356) 
2 آبان: روز سازمان ملل متحد و روز جهاني  توسعه اطلاعات (24 اكتبر) - شروع هفته خلع سلاح (24 تا 30 اكتبر) 
3 آبان: انتصاب رضاخان به نخست وزيري (1302) 
4 آبان: اعتراض و افشاگری حضرت امام خمینی (ره) علیه پذیرش کاپیتولاسیون (1342)
5 آبان: روز جهانی میراث سمعی و بصری (27 اکتبر)
6 آبان: واكنش امام خميني(ره) نسبت به طرح «فهد» (1360)
7 آبان: روز کورش بزرگ
8 آبان (تعطیل): اربعین حسینی (20 صفر) - شهادت محمدحسین فهمیده (بسیجی 13 ساله در سال 1359)، روز نوجوان و بسیج دانش آموزی - روز پدافند غیر عامل
10 آبان: شهادت آیت ا... قاضی طباطبایی اولین شهید محراب به دست مجاهدین خلق (1358) - آبان روز، جشن آبانگان
13 آبان: تسخیر لانه جاسوسی آمریکا به دست دانشجویان پیرو خط امام (1358)، روز ملی مبارزه با استکبار جهانی- روز دانش آموز - تبعید امام خمینی (ره) از ایران به ترکیه (1342)
14 آبان: روز فرهنگ عمومی
15 آبان: روز وقف (27 صفر) - جشن میانه پاییز - روز جهانی پيشگيري از سوء استفاده از محيط زيست در جنگ و مناقشات مسلحانه (6 نوامبر)
16 آبان (تعطیل): رحلت حضرت رسول اکرم (ص) (28 صفر 11 ه.ق) - شهادت حضرت امام حسن مجتبی (ع) (28 صفر 50 ه.ق)
17 آبان (تعطیل): شهادت حضرت امام رضا (ع) (30 صفر 203 ه.ق)
18 آبان: هجرت حضرت رسول اکرم (ص) از مکه به مدینه (1 ربیع الاول 1 ه.ق = ۶۲۲ میلادی) - روز کیفیت
19 آبان: روز جهانی علم در خدمت صلح و توسعه (10 نوامبر)
20 آبان: پایان جنگ جهانی اول با شکست آلمان (با ده میلیون تن کشته پس از چهار سال در 11 نوامبر 1918 = 1297)
21 آبان: روز جهانی الکترونیک هواپیمایی (12 نوامبر)
22 آبان: اعلام مغایرت مشروطیت با مشروعیت توسط شیخ فضل الله نوری (1287)
23 آبان: روز جهاني ديابت (14 نوامبر)
24 آبان: روز کتاب، کتابخوانی و کتابدار - روز بزرگداشت علامه سید محمد حسین طباطبایی (1360)
25 آبان (تعطیل): شهادت حضرت امام حسن عسکری (ع) (8 ربیع الاول 260 ه.ق) و آغاز امامت حضرت‌مهدی (عج) - روز جهانی بردباری (16 نوامبر)
26 آبان: سالگرد آزادسازی سوسنگرد (1359) - روز جهانی بیماری های مزمن انسداد ریوی (17 نوامبر) - روز جهانی فلسفه (17 نوامبر)
29 آبان: ولادت حضرت رسول اکرم (ص) به روایت اهل سنت (12 ربیع الاول 53 سال قبل از هجرت)، آغاز هفته وحدت (12 ربیع الاول) - روز جهاني كودکان (20 نوامبر)
30 آبان: روز جهاني تلویزيون (21 نوامبر)
شیوه نمایشی سایت:
  • Font size:
  • Decrease
  • Reset
  • Increase