امروز: دوشنبه 05 فروردين 1398 برابر با 25 مارس 2019

پنج شنبه, 01 فروردين 1398 22:12
انارک نیوز - ثمره ازدواج مبارک حضرت علی (ع) و فاطمه زهرا (س) پنج فرزند به نام های حسن، حسین، زینب، ام کلثوم و محسن است. زینب (س) پنجم جمادی الاولی سال پنجم هجری قمری (11 مهر ماه 5 خورشیدی) یک سال پس از تولد برادرش امام حسین (ع) (یا به قولی سال ششم هجرت) در مدینه چشم به جهان گشود. 
بیش از پنج یا شش سال با پیامبر و مادرش نبود. مادرش در غم از دست دادن پدری چون رسول خدا و حمایتهای او چندان گریست که نام او را در شمار گریه کنندگان معروف تاریخ چون آدم،‌ یعقوب، یوسف و امام سجاد آورده‌اند. فاطمه (س) بعد از پدر گرامی خویش چند ماهی بیش در این دنیا نماند. زندگیش با مادر در سوم جمادی الثانی سال 11 هـ به پایان رسید. نگهداری او و خواهر و دو برادرش به بانوی بزرگواری به نام «امامه» سپرده شد.
شوهرِش «عبدالله بن جعفر(طیّار)» پسر عموی بزرگوارش می باشد که ۵ سال از او بزرگ‌تر بود. تا زمانی كه پدرش در مدینه بود او نیز با شوهرش در مدینه زندگی كرد و زمانی كه پدرش امیر المؤمنین پایتخت حكومت اسلامی را به كوفه منتقل كردند آنها هم با او رفتند. پدر در سال 40 هجری پس از پنج سال حکومت در كوفه به شهادت رسید.
حدود 10 سال بعدی هم با برادرش امام حسن (ع) بود. در این مدت خود را در رنج‌هایی که برادرش از مردم نابکار می‌کشید، سهیم و شریک می‌دانست و شاهد خون جگر خوردن برادرش بود. شهادت مظلومانه برادر و اهانت به جنازه آن عزیز را به چشم خود دید و چه اشک‌های غم که از دیدگانش جاری گشت و چه داغ‌ها که بر دل سوخته اش نهاده شد.
بعد از آن نیز 10 سال با برادر دیگرش یعنی امام حسین (ع) زندگی كرد. این دوران پر حادثه ترین و رنج آورترین دوران زندگیش است. حضورش در كربلا و دیدن آن صحنه های دلخراش و از دست دادن برادران و فرزندان و فرزندان برادر از همة مصیبت ها دردآورتر و ناگوارتر بود. هنگام مصیبت جانگداز كربلا حضرت زینب (س) 55 ساله بود.
پس از حادثه کربلا، روز دوازدهم محرّم، به فرمان عمر بن سعد، سپاه به سوي كوفه به راه افتاد. در زندان بودند تا راهی شام و روز اول ماه صفر 61 هـ ق به دمشق رسيدند.
وقتی که به همراه سرهای کشته‌شدگان کربلا به اسارت در مجلس یزید برده شد در حضور یزید سخنرانی مشهور و آتشینی کرد که یکی از مهم‌ترین و مؤثرترین خطبه‌های در دفاع از حقانیت حسین بن علی (ع) تلقی شده است. برخاست و گفت: «...ای یزید آیا گمان می بری این که اطراف زمین و آفاق آسمان را بر ما تنگ گرفتی و راه چاره را بر ما بستی که ما را به مانند کنیزان به اسیری برند، ما نزد خدا خوار و تو سربلند گشته و دارای مقام و منزلت شده ای؟... زود باشد که به اجداد خود ملحق شوی و آرزو کنی کاش شل و گنگ بودی و نمی‌گفتی آنچه را که گفتی و نمی‌کردی آنچه را کردی.... به خدا سوگند نشکافتی مگر پوست خود را، و نبریدی مگر گوشت خود را ... ای یزید! هر کید و مکر که داری بکن، هر کوشش که خواهی بنمای، هر جهد که داری به کار گیر، به خدا سوگند هرگز نتوانی نام و یاد ما را محو کنی ... هرگز ننگ این ستم را از خود نتوانی زدود... روزهای قدرت تو اندک و جمعیت تو رو به پراکندگی است،در روزی که منادی حق ندا کند که لعنت خدا بر ستمکاران باد."
سپس پس از چند روز توقف در دمشق، همراه سایر زنان و کاروان اسرای کربلا به مدینه بازگشت. (البته به نقلی اسيران اهل بيت در روز بيستم ماه صفر سال 61 هجري مطابق با اولين اربعين شهادت امام حسين(ع) (30 آبان ماه 59 خورشیدی) به كربلا رسيده اند.)
این بانوی بزرگوار در واقعه حره در سال ۶۲ (قمری) و یا سال قحطی مدینه، همراه همسرش که در دمشق زمین‌هایی داشت به این شهر مهاجرت و در شب یكشنبه چهاردهم ماه رجب سال 62 هجری (11 فروردین ماه 61 خورشیدی یعنی حدود یك سال و نیم بعد از واقعه عاشورا) درگذشت.
قریه‌ای که در آن قبرش قرار دارد، در گذشته به راویه و اکنون به زینبیه مشهور است. در حال حاضر این قریه به شهر متصل و در هفت کیلومتری شرق دمشق قدیم به طرف فرودگاه واقع می‌باشد.
زادروز ایشان چهارشنبه 11 مهر ماه 5 خورشیدی یا 4 اکتبر 626 میلادی و درگذشت جمعه 11 فروردین ماه 61 خورشیدی یا 31 مارس 682 میلادی می باشد.
چهارشنبه, 29 اسفند 1397 22:35
شهردار انارک از برگزاری جُنگ شادی در روز اول فروردین ۹۸ با حضور حاجی فیروز‌ها در شهر انارک خبر داد.
به گزارش خبرنگار  گروه استان های باشگاه خبرنگاران جوان از اصفهان،حسین سبحانی نسب شهردار انارک،  از احیای افسانه نوروز از دوران پیشین ایرانیان با قصه‌های کهن خبر داد و گفت: نوروز باستان، آغاز بزرگ‌ترین جشن از پیشینه و اصالت ایرانیان در بین اقوام مختلف است. 
وی، افسانه نوروز را قدیمی‌ترین جشن تحویل سال در کل جهان دانست که با آمدنش سرنوشت طبیعت تغییر داده می‌شود و حاجی نوروز با لباسی سرخ بر تن و دایره، تنبک نوید شادی و بهار میدهد.
سبحانی نسب روی سیاه حاجی نوروز را از دل افسانه‌ها و اشاره شده به بازگشت از دنیای مرگ و حاجی فیروز را نماد و طلایه دارعید نوروز و نویددهنده تازگی و بهار و طراوت و بازتابی ازاندیشه، عواطف وسنت‌های جامعه دانست که با خواندن ترانه، اشاره و حرکت‌های نمایشی همراه و سالیان سال است در آیین و سنت‌های مردم ایران ماندگار شده است و با خود صلح و دوستی به ارمغان می‌آورد.
شهردار انارک اظهار کرد:با شادی و نشاطی که حاجی فیروز به مردم و جامعه می‌بخشد مردم نیز هدایا و پول به وی اهدا می‌کنند. این مراسم، چون جوشیده شده از دل، ذهن و افکار مردم در ادوار مختلف است همچنان پایدار و رنگ تازگی به بهار و تحویل سال نو می بخشد.
سبحانی نسب تاکید کرد:اول فروردین ماه ۹۸ مراسمی با عنوان جُنگ شادی با حضور حاجی فیروز‌ها از ساعت ۸ صبح لغایت ۱۲ در مرکز شهر انارک برگزار می‌شود که گامی در جهت حفظ، احیا و اعتلای فرهنگ بومی، سنتی و محلی ایرانیان و مردم با فرهنگ شهر تاریخی و بی نظیر انارک است.
این مسئول در پایان به استقرار نیرو‌های امدادی در کنار یادمان شهدای نیروی انتظامی جهت برقراری رفاه بیشتر مسافران، گردشگران و شهروندان در ایام نوروز اشاره کرد.
(کد خبر: ۶۸۷۳۱۷۳ - ۲۹ اسفند ۱۳۹۷ - ۱۷:۱۴)
 
چهارشنبه, 29 اسفند 1397 21:44
انارک نیوز - نوروز برابر با یکم فروردین ماه (روزشمار خورشیدی)، جشن آغاز سال و یکی از کهن‌ترین جشن‌های به جا مانده از دوران باستان است. خاستگاه نوروز در ایران باستان می‌باشد و هنوز مردم مناطق مختلف فلات ایران نوروز را جشن می‌گیرند. امروزه زمان برگزاری نوروز، در آغاز فصل بهار است.
نوروز، جشنی با ریشه ایرانی که قدمتی بیش از ۳ هزار سال دارد و امروزه بیش از ۳۰۰ میلیون نفر آن را جشن می‌گیرند توصیف شده‌است.

جشن نوروز از لحظهٔ اعتدال بهاری آغاز می‌شود. این لحظه، لحظه اول برج حمل نامیده می‌شود و با نخستین روز (هرمز روز یا اورمزد روز) از ماه فروردین برابر است. نوروز در تقویم میلادی با ۲۰، ۲۱ یا ۲۲ مارس مطابقت دارد.

در کشورهایی مانند ایران و افغانستان که تقویم هجری شمسی به کار برده می‌شود، نوروز، روز آغاز سال نو است. اما در کشورهای آسیای میانه و قفقاز، تقویم میلادی متداول است و نوروز به عنوان آغاز فصل بهار جشن گرفته می‌شود و روز آغاز سال محسوب نمی‌شود.
واژه نوروز یک اسم مرکب است که از ترکیب دو واژهٔ فارسی «نو» (تازه - جدید) و «روز» (رووز-رز-روژ در فارسی میانه به چم خورشید و آفتاب هم بکار می رفته است).
به باور احسان یارشاطر بنیان‌گذار دانشنامه ایرانیکا، نگارش این واژه در الفبای لاتین با توجه به قواعد آواشناسی، به شکل Nowruz توصیه می‌شود. این شکل از املای واژه نوروز، هم‌اکنون در نوشته‌های یونسکو و بسیاری از متون سیاسی به کار می‌رود.
پیشینه: پدید آوری نوروز در شاهنامه، بدین گونه روایت شده‌است که جمشید در حال گذشتن از آذربایجان، دستور داد تا در آنجا برای او تختی بگذارند و خودش با تاجی زرین بر روی تخت نشست. با رسیدن نور خورشید به تاج زرین او، جهان نورانی شد و مردم شادمانی کردند و آن روز را روز نو نامیدند.

در دوران سلجوقیان، به دستور جلال‌الدین ملک‌شاه سلجوقی تعدادی از ستاره شناسان ایرانی از جمله خیام برای بهترسازی گاه شمار ایرانی گرد هم آمدند. این گروه، نوروز را در یکم بهار (ورود آفتاب به برج حمل) قرار دادند و جایگاه آن را ثابت نمودند. بر اساس این گاه شمار که به تقویم جلالی معروف شد، برای ثابت ماندن نوروز در آغاز بهار، مقرر شد که حدوداً هر چهار سال یک‌بار، تعداد روزهای سال را به‌جای ۳۶۵ روز برابر با ۳۶۶ روز در نظر بگیرند. این گاه شمار از سال ۳۹۲ هجری خورشیدی آغاز شد.
سرآغاز گاه‌شماری هجری شمسی روز جمعه «۱ فروردین سال ۱ هجری خورشیدی»  برابر با ۲۲ مارس۶۲۲ میلادی (گرگوری) و ۲۹ شعبان ۱ سال پیش از هجرت است. که 119 روز قبل از اول محرم (اولین روز اولین ماه قمری) سال 1 ه.ق. (پنجشنبه 26 تیرماه سال 1 هجری خورشیدی) می باشد. البته روز اول سال یک هجری شمسی (از ۱ فروردین تا ۲۴ شهریور) ۵ ماه و ۲۴ روز پیش از هجرت پیامبر (کمتر از یک سال) است.
پس آغاز هجرت پیامبر اسلام از مکه روز دوشنبه (۱ ربیع‌الاول/ ۲۴ شهریور سال ۱ هجری خورشیدی) برابر با ۱۶ سپتامبر ۶۲۲ میلادی و ورود پیامبر به مدینه روز ۸ ربیع‌الاول همان سال می‌باشد.
این تقویم بر پایه سال اعتدالی خورشیدی برابر با ۳۶۵٫۲۴۲۱۹۸۷۸ روز است؛ که سال تقویمی آن ۳۶۵ و ۳۶۶روزه (کبیسه) می‌باشد. هر سال دارای ۴ فصل  و هر فصل ۳ ماه دارد و هر ماه تقریباً ۴ هفته و هر هفته ۷ روز دارد. هر سال با ۱ فروردین و فصل بهار آغاز می‌شود. طول ماه‌ها در نیمه اول سال ۳۱ روزه و در نیمه دوم سال ۳۰ روزه است با این تفاوت که ماه پایانی (اسفند) ۲۹ روزه است و تنها در سالهای کبیسه ۳۰ روز خواهد داشت.
نام ماههای تقويم هجری شمسی ريشه اوستايی دارند: «دی» يكي از القاب اهورامزدا و نام 11 ماه بقيه، اسامي فرشتگان و ياوران اهورامزدا است.
رديف نام معني
1 فروردين نيروی پيش‌برنده
2 ارديبهشت راستی و پاكی
3 خرداد كمال و رسايي
4 تير باران
5 مرداد جاودانگی و بي مرگی
6 شهریور كشور برگزيده
7 مهر عهد و پيمان
8 آبان آبها
9 آذر آتش
10 دی آفريدگار، دادار
11 بهمن انديشه نيك
12 اسفند فروتنی و بردباری

نوروز (آغاز بزرگ تر شدن طول روز از شب) می باشد و در نوروز که تولد زمین و آفرینش عشق می باشد، سرما رخت بر می بندد و توان روشنگری از تاریکی نادانی جلو می افتد.

گفته می شود که مردم چین از سال ۲۶۰۰ قبل‎از میلاد، یعنی در زمان «هوانگ دی»، امپراطور زرد هر سالی را بر اساس یک چرخه ی 12 ساله، به ترتیب، به نام یک حیوان نام گذاری کرده بود که عبارت بودند از: موش، گاو نر، ببر، خرگوش، اژدها، مار، اسب، بز، میمون، خروس، سگ و خوک.
سابقاً به تبعیّت از تقویم ترکان ایغوری که برای هر سال نامی نهاده بودند، در ایران نیز سال ها برای یک دوره دوازده ساله نام گذاری شده بود. نام های 12 گانه سال ها به ترتیب نام هائی است که ابونصر فراهی در کتاب نصاب الصبیان آنها را در این رباعی به نظم در آورده است .
موش   و   بقر    و   پلنگ   و  خرگوش              زین چار چو  بگذری ، نهنگ  آید  و مار 
و آنگاه به اسب و گوسفند است شمار              حمدونه و مرغ و سگ و خوک آخر کار
(ترجمه  واژگان عربی: بقر = گاو، حمدونه = میمون)

آیین‌ نوروز:
- خانه‌تکانی (خانه‌تکانی یکی از آیین‌های نوروزی است که مردم بیشتر مناطقی که نوروز را جشن می‌گیرند به آن پایبندند. در این آیین، تمام خانه و وسایل آن در آستانه نوروز گردگیری، شستشو و تمیز می‌شوند. این آیین در کشورهای مختلف از جمله ایران، تاجیکستان و افغانستان برگزار می‌شود.)
- سبزه کاشتن
- آتش‌افروزی (در ایران، جمهوری آذربایجان و بخش‌هایی از افغانستان، این رسم به‌صورت روشن کردن آتش در شب آخرین چهارشنبه سال متداول است. این مراسم چهارشنبه‌سوری نام دارد. پریدن از روی آتش در ایام نوروز در ترکمنستان نیز رایج است.)
- سفره‌های نوروزی (سفره هفت سین از سفره‌های نوروزی است که در ایران، جمهوری آذربایجان و برخی از نقاط افغانستان رایج است. در این سفره هفت چیز قرار می‌گیرد که با حرف سین آغاز شده باشد؛ مثل سکه، سیر، سرکه، سنجد، سمنو، سماق، سیب، سبزه و... به هفت سینی که چیده می‌شود معانی خاصی نسبت داده‌اند. مثلاً سمنو نماد زایش و باروری، سیب را نماد زیبایی و تندرستی، سنجد را نماد عشق و دلباختگی واز مقدمات تولد و زایندگی، سبزه را نماد شادابی و سرسبزی و نشانگر زندگی و پیوند با طبیعت، سرکه را نماد شکیبایی و عمر، سماق را نماد (رنگ) طلوع خورشید، سیر را نماد پزشکی (درمان) و سکه را برکت، درآمد، رزق و روزی گفته‌اند. در این سفره بعضی چیزها فقط جنبه زیبایی داشت مانند آیینه ولی سایر چیزها برای خوردن و پذیرایی مهمانان بود و هر زمان که تمام می‌شد بلافاصله صاحبخانه ظروف را مجدد برای میهمانان جدید پر می‌کرد. ضمناً مردم قبل از نوروز به حمام می‌رفتند. شب نوروز همه پلو یا چلو خورش می‌خوردند بسیاری از خانواده‌ها سالی فقط یکبار می توانستند چلو خورش بخورند و آن هم شب نوروز بود.
روی سفره اجزای دیگری به‌ویژه آینه و کتاب مقدس هر دین در بالای سفره، شمع روشن و آب نیز حضور دارند. از دیگر اجزای سفرهٔ امروزی می‌شود از تخم مرغ آب پز رنگ‌شده و کتاب دیوان حافظ و شاهنامه یاد کرد. آینه نماد روشنایی، شمع نماد روشنگری،  آب نشانه برکت در زندگی و تخم مرغ نشانه زایش و آفرینش، نطفه و نژاد، کتاب نشانه خردورزی و تمدن و کاسه آب که سیب در آن غوطه ور است نشانه گردش زمین در فضا است.
یکی از متداول‌ترین خوراکی هایی که به مناسبت نوروز پخته می‌شود، سمنو است. این غذا با استفاده از جوانه گندم تهیه می‌شود.)
- عیدی دادن (رسمی به یادماندنی برای آنان که می گیرند بخصوص بچه ها می باشد که اسکناس های تا نکرده می باشد.)
- دید و بازدید (عید دیدنی یکی از سنت‌های نوروزی است که در بیشتر کشورهایی که آن را جشن می‌گیرند، متداول است. در برخی از مناطق، یاد کردن از گذشتگان و حاضر شدن بر مزار آنان در آخرین روز سال نیز رایج است.)
- جامه نو پوشیدن (در هنگام تحویل سال نو تلاش می شود جامه در حد امکان ار یک تکه تا کامل نو شود.)
- طبیعت‌گردی (مردم ایران روز سیزدهم فروردین، به مکان‌های طبیعی مانند پارک‌ها، باغ‌ها، جنگل‌ها و مناطق خارج از شهر می‌روند. این مراسم سیزده‌بدر نام دارد. از کارهای رایج در این جشن، گره زدن سبزه و گفتن دروغ سیزده است.)

روز جهانی نوروز: مجمع عمومی سازمان ملل متحد در تاریخ سه شنبه ۴ اسفند ۱۳۸۸ برابر با ۲۳ فوریه ۲۰۱۰ با تصویب قطعنامه‌ای روز ۲۱ مارس برابر با ۱ فروردین را در چارچوب ماده ۴۹ و تحت عنوان فرهنگ صلح به عنوان روز جهانی نوروز به تصویب رسانده و در تقویم خود جای داد، طی این اقدام که برای نخستین‌بار در تاریخ این سازمان صورت گرفت، نوروز ایرانی به‌عنوان یک مناسبت بین‌المللی به رسمیت شناخته شد.
نخستین بار نوروز ۱۳۹۱ را در صحن عمومی سازمان ملل و یونسکو به میزبانی ایران جشن گرفتند. بان کی مون دبیرکل سازمان ملل پیامی بدین مناسبت صادر کرد.
در ۷ فروردین ۱۳۸۹ نخستین دورهٔ جشن جهانی نوروز در تهران برگزار شد و این شهر به عنوان «دبیرخانهٔ نوروز» شناخته شد. در این جشن، سران کشورهایی که نوروز را جشن می‌گیرند گردهم می‌آیند و این آیین باستانی را گرامی می‌دارند. هر ساله یکی از این کشورها، میزبان جشن جهانی نوروز است.

در اینجا لازم است داستان عمونوروز و ننه سرما که پر از راز و رمز است چداگانه خوانده شود.
چهارشنبه, 29 اسفند 1397 12:17
انارک نیوز - حضرت علی علیه السلام در روز جمعه سیزدهم ماه رجب بعد از سی سال از عام الفیل در میان کعبه متولد (23 سال پیش از هجرت پیامبراسلام (ص ) برابر با هشتم مهر بیست و دو سال قبل از هجرت به خورشیدی) شده اند، پدر آن حضرت  ابوطالب  پسر  عبدالمطلب بوده که با عبدالله پدر حضرت رسول صلی الله علیه و آله و سلم برادر بوده و مادر آن حضرت، فاطمه بنت اسد بن هاشم بن  عبدمناف بوده و آن حضرت و برادرانش اول هاشمی بودند که پدر و مادرشان هر دو هاشمی بودند.
خاندان هاشم از مکنت چندانی برخوردار نبودند. ابوطالب که در کودکی سرپرستی حضرت محمد (ص) را بر عهده گرفت، فرزندان و عیال بسیار داشت. قریش در آن زمان دچار مشکلات شدید اقتصادی شد. پیامبر (ص) به عموی خود عباس فرمودند: «برادرت ابوطالب نانخور فراوان دارد و چنین که می بینی مردم در سختی بسر می برند، بیا نزد او برویم، من از پسران او یکی را برمی دارم تو هم یکی را، و سرپرست آن ها می شویم».
عباس پذیرفت. نزد ابوطالب رفتند و داستان را با او در میان نهادند. ابوطالب گفت: «عقیل را برایم بگذارید و هر چه می خواهید بکنید.» پیامبر (ص) حضرت علی (ع) را و عباس، جعفر را تکفل کردند.
از این رو حضرت علی (ع) در خانه پیامبر (ص) و در دامان او پرورده شدند و خود ایشان در این باره چنین می گویند: من بسان بچه ناقه ای که به دنبال مادر خود می رود در پی پیامبر می رفتم؛ هر روز یکی از فضایل اخلاقی خود را به من تعلیم می کرد و دستور می داد که از آن پیروی کنم.
حضرت اولین مردی بودند که نبوت رسول مکرم اسلام را پذیرفتند. آن حضرت در زمان اسلام آوردن، قریب ده سال سن داشت. پیامبر اکرم (ص) روز دوشنبه به رسالت مبعوث شد و حضرت علی (ع) فردای آن روز ایمان آورد و در تمام سیزده سال دعوت پیامبر در مکّه، در خانه وی زندگی می کرد.
پیش از همه، رسول اکرم (ص)، خود به سبقت حضرت علی (ع) در اسلام تصریح کردند و در مجمع عمومی صحابه چنین فرمودند: نخستین کسی که در روز رستاخیر با من در حوض (کوثر) ملاقات می کند پیش قدمترین شما در اسلام، علی بن ابی طالب است. آن حضرت علاوه بر این اولین کاتب وحی بود.
دعوت پیامبر (ص) در سه سال نخست بعثت در مکّه به گونه ای پنهان انجام می گرفت و سه سال از بعثت پیامبر گذشته بود که آیه «وَأَنذِرْ عَشِیرَتَکَ الْأَقْرَبِینَ» (سوره شعراء، آیه 214) نازل شد، پیامبر مهمانی ترتیب دادند و خویشان خود را دعوت به اسلام نمودند، از بین ان جمع کسی جز حضرت علی (ع) پاسخ نداد، این کار سه بار تکرار شد. رسول مکرم اسلام (ص) فرمودند: بنشین که تو برادر و وصی و وزیر و وارث و جانشینم پس از من هستی.
او از هفده تا بیست سالگی همراه سایر بنی هاشم در شعب ابوطالب و در محاصره اقتصادی به سر برد و پس از پایان محاصره، با مرگ پدرش ابوطالب، نه تنها کم ترین تردیدی در مورد حمایت از پیامبر به خود راه نداد، بلکه بر میزان آن افزود.
سران قبایل مکه در (دارالندوه) که مجلس شورای آنان بود گرد آمدند. پس از گفتگوی بسیارهمگان بر این اقدام یک سخن شدند که از هر قبیله جوانی چابک انتخاب کنند و هر یک از آنان شمشیری برنده در دست گیرد، شب هنگام بر حضرت (ص) حمله کنند و به یکبار شمشیر خود را برایشان بزنند تا افرادی خاص قاتل حضرت نباشد. اگر چنین شد بنی هاشم نمی توانند با همه قبیله ها دربیافتند، ناچار به خون بها راضی می شوند.
جبرئیل رسول خدا (ص) را آگاهی داد که باید امشب در بستر خود نخوابی. رسول خدا به حضرت علی (ع) فرمودند: در جای من بخواب و به تو آسیبی نخواهد رسید. حضرت علی (ع) پرسیدند: «اگر من جای تو بخوابم تو در امان خواهی ماند». فرمودند: بلی. حضرت علی (ع) لبخندی زدند و سجده گذاردند. آیه «ومن الناس من یشری نفسه ابتغاء مرضاة الله» (سوره بقره، آیه 207) درباره حضرت علی (ع) و در این حادثه نازل شد.
پس از هجرت به مدینه غزوات پیامبر با مشرکین و منافقین و اهل کتاب آغاز می شود. قصه دلاوری های حضرت علی (ع) در این جنگ ها فراوان است.
امام اول شیعیان هنوز بیش از 24 سال از عمرش سپری نشده بود که در اولین جنگ قریش با پیامبر، معروف به جنگ «بدر» شرکت کرد و با فداکاری و کشتن 35 تن از هفتاد کشته سپاه دشمن، نشان داد که در شجاعت و فنون رزمی نیز چون علم و دانایی، سرآمد روزگار خود است.
در سال دوم هجرت، حضرت فاطمه زهرا (س) دختر پیغمبر در خانه پدر بسر می برد. ابوبکر و عمر یکی پس از دیگری برای خواستگاری او آمدند اما رسول خدا (ص) نپذیرفت. آن دو و نیز مردمی از انصار به حضرت علی (ع) گفتند: فاطمه را خواستگاری کن.
در ماه رمضان، علی(ع) به خانه رسول خدا (ص) رفت. پیغمبر پرسید: پسر ابوطالب برای چه آمده است؟ حضرت امیر (ع) فرمودند: برای خواستگاری فاطمه. پیامبر (ص) فرمودند: مردانی از قریش از من رنجیدند که چرا دخترم را به آنان نداده ام. من بدان ها گفتم این کار به اذن خدا بوده است.
خانواده‌ای که از ازدواج این دو تشکیل شد، مکرراً از سوی محمد مورد ستایش قرار می‌گرفت و محمد از آن در واقعه‌هایی مانند رویداد مباهله و حدیث آل عبا، به عنوان اهل بیت یاد کرد. در قرآن نیز در موارد متعددی مانند آیهٔ تطهیر، از اهل بیت به بزرگی یاد شده‌است.
امیرمؤمنان در بیست و شش غزوه از غزوات پیامبر شرکت کردند و فقط در غزوه تبوک به فرمان رسول اکرم (ص) در مدینه اقامت گزیدند و از شرکت در جنگ بازماندند، زیرا بیم آن می رفت که منافقان مدینه در غیاب پیامبر شورش کنند و زمام امور را در مرکز اسلام (مدینه) بدست گیرند.
آن حضرت از نیمه شوّال تا اول ذیقعده سال دوم هجرت، قبیله یهودی بنی قینقاع را که پیمان با پیامبر را شکسته، به زن مسلمانی توهین روا داشته و پیامبر را به تمسخر گرفته بودند محاصره کرد و آنان را به تسلیم واداشت. آنان سپس به «اذرعات» شام تبعید گردیدند.
در جریان جنگ «احد» در 15 شوّال سال سوم هجری (شنبه 13 فروردین سال 4 خورشیدی) نُه تن از یازده پرچمدار معروف قریش را از پای درآورد و چنان رزمید که شمشیرش شکست و پیامبر شمشیر خود، «ذوالفقار» را بدو داد و فرمود: ای علی، این جبرئیل است که میان زمین و آسمان فریاد می زند: «همانا هیچ جوانی همچون علی و هیچ شمشیری مانند ذوالفقار نیست.»
در 15 رمضان سال سوم هجری (12 اسفند ماه 3 خورشیدی)، حادثه دیگری در زندگی علی (ع) رخ داد و آن تولّد اولین فرزندش حسن مجتبی (ع) بود. یک سال از این حادثه نگذشته بود که فرزند دوم وی حسین سیدالشهدا (ع) در سوم یا پنجم شعبان سال چهارم زاده شد و امام علی (ع) در این زمان 26 سال و 23 روز عمر کرده بود. در همین سال، اوبه سوگ مادر ارجمندش نشست. پیامبر خود با پیراهنش او را کفن کرد و بر او نماز گزارد و او را به نیکی ستود و به عنوان مادرش یاد کرد.
از وقایع دیگر این سال می توان به پیکار یهودیان «بنی نضیر» اشاره کرد که پس از شکستن پیمان صلح، قصد کشتن پیامبر کردند. پیامبر در ماه ربیع الاول، به مدت 15 روز آنان را محاصره کرد و در روز اول محاصره، تیری از سوی آنان آمد و بر خیمه اصابت کرد. معلوم شد کسی قصد جان پیامبر را داشته است. شبانگاه علی (ع) ناپدید شد. به پیامبر (ص) خبر دادند، فرمود: «او خواهد آمد.» دیری نپایید که علی (ع) آمد و سر مردی یهودی به نام عزوراء را در دست داشت. پرسیدند: چه خبر است؟ فرمود: او را دیدم که با گروهی از یارانش در حال شناسایی و نفوذ به اردوگاه مسلمانان بود. او همان کسی بود که قبلاً بر خیمه پیامبر (ص) تیر انداخته بود. او از پیامبر کمک خواست و آن حضرت ده تن از مسلمانان را در اختیار او قرار داد و زمانی سپری نشد که سر ده تن از همراهان عزوراء را بریده، نزد پیامبر آورد. این حادثه به تنهایی، درک بالای نظامی، شجاعت و فداکاری آن بزرگوار را به نمایش می گذارد.
وصیّ رسول خدا (ص) در سن 27 سالگی در جنگ «خندق» حضور یافت و در زمانی که نامداران معروف عرب، به ویژه عمرو بن عبدود، با عبور از خندق و خواندن رَجَزهای حماسی و مبارز طلبیدن، نفس ها را در سینه حبس کرده بودند و پیامبر سه بار مسلمانان را به مبارزه با او دعوت کرد، تنها او بود که هر بار به خواست پیامبر لبّیک گفت و پس از اذن پیامبر، در یک پیکار نفس گیر و بی نظیر، سر او را از تن جدا نمود و بدین وسیله، خطر عظیمی را از اسلام و مسلمانان دفع کرد و در سایه این رشادت و جان بازی، این افتخار را یافت که پیامبر فرمود: «ضربت علی (ع) در روز خندق، از عبادت تمام قوم تا روز قیامت برتر است.»
پس از این نبرد، به حساب قبیله یهودی «بنی قریظه»، که پیمان شکنی کرده بودند، رسید. او در تسلیم و تنبیه آن قبیله نقش بی بدیلی ایفا کرد و در سال ششم هجری در سریه ای بر تیره ای از بنی اسد تاخت و پس از شکست آنان در منطقه «فدک»، با غنایم فراوان بازگشت.
او در جنگ های گوناگون درگیر بود و نقش نخست را در بسیاری از آن ها بر عهده داشت؛ چنان که در جنگ «خیبر» پس از هزیمت ابوبکر بن ابی قحافه و عمر بن الخطاب و عدم توفیق آن ها در فتح، پیامبر فرمود: «فردا عَلَم را به دست کسی می دهم که خدا و رسولش او را دوست دارند و او نیز آن دو را دوست می دارد.» این جمله وسوسه فراوان سران مسلمان را برانگیخت و هر یک خود را آماده می کرد تا چنین افتخار بزرگی نصیبش شود. سرانجام، هنگامی که زمان موعود فرا رسید، رسول خدا (ص) امام علی (ع) را طلبید و او را روانه کارزار با یهودیان خیبر نمود. او چنان پیروزی درخشانی به دست آورد که همه مسلمانان و یهودیان بی اختیار انگشت حیرت گزیدند؛ بزرگ ترین قهرمانان یهود، حارث و مرحب را به قتل رسانید و دژهای یهودیان رایکی پس از دیگری فتح کرد.
حضرت علی (ع) در سال ۹ هجری، نویسندهٔ متن صلح حدیبیه بود و کسی بود که برای شکستن بت‌های درون کعبه و دیگر بت‌هایی که توسط  قبیله‌های  اوس  و  خزرج و طیء پرستیده می‌شد، انتخاب شد.
اواخر عمر شریف رسول اکرم (ص) پیامبر مسلمین را فرمان دادند تا همراه ایشان در آخرین حج رسول خدا شرکت کنند. در راه بازگشت در منطقه ای به نام غدیر (جایی که کاروانیان از هم جدا می شدند) آیه ای نازل شد. «يَأَيهَُّا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنزِلَ إِلَيْكَ مِن رَّبِّكَ وَ إِن لَّمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَاللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللَّهَ لَايهَْدِى الْقَوْمَ الْكَافِرِين». (سوره مائده، آیه 67)
رسول مکرم اسلام (ص) فرمان توقف دادند و در آن جا خطبه معروف غدیر را قرائت فرمودند و حضرت علی (ع) را به عنوان خلیفه و جانشین خود معرفی نمودند. خود حضرت در این باره می فرمایند: پیامبر خدا به قصدحجة الوداع بیرون آمد. سپس (در بازگشت)، به غدیرخم رسید. به دستور او برایش چیزی شبیه منبر ساختند. سپس از آن، بالا آمد و بازوی مرا گرفت (و بالا برد)، تا آن جا که سفیدی زیر بغلش دیده شد و با صدای بلند، در همان جایگاه گفت: «هر که من مولای اویم، پس علی مولای اوست. خدایا! دوستدارش را دوست و دشمنش را دشمن بدار!». پس با ولایت من، ولایت خدا و با دشمنی با من، دشمنی با خدا محقق می شود. خداوند عزوجل در آن روز، نازل کرد: «الْيَوْمَ يَئِسَ الَّذِينَ كَفَرُواْ مِن دِينِكُمْ فَلاَ تَخْشَوْهُمْ وَاخْشَوْنِ الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَ رَضِيتُ لَكُمُ الإِسْلاَمَ دِينًا». (سوره مائده، آیه 3) پس، ولایت من مایه کمال دین و رضایت پروردگار بلند مرتبه است.
در 28 صفر سال 13 هجری (6 خرداد ماه 11 خورشیدی) مصیبت عظمای رحلت رسول اکرم (ص) واقع می شود، عده ای در مکانی که به نام سقیفه بنی ساعده است، جمع شدند و ابوبکر را به خلافت برگزیدند. حضرت علی (ع) در این باره می فرمایند: به خدا سوگند که «فلان» خلافت را چون جامه اى بر تن کرد و نیک مى دانست که پایگاه من نسبت به آن چونان محور است به آسیاب. سیل ها از من فرو مى ریزد و پرنده را یاراى پرواز به قله رفیع من نیست. 
حضرت وقتی دیدند مردم او را رها کردند و به سوی دنیا رو آوردند، با آن که می توانستند با آنان درافتند و حقی را که از آن ایشان است باز ستانند، لب فرو بستند و چیزی نگفتند، چنان چه خودشان فرمودند: به صبر گراییدم حالی که در چشمانم خار بود و در گلویم استخوان و می دیدم که میراثم به غارت می رود. 
خودسرانه خلافت را عهده دار شدند و ما را که نسبت برتر و پیوند با رسول خدا استوارتر داشتیم، به حساب نیاوردند، خودخواهی بود. گروهی بخیلانه به کرسی خلافت چسبیدند و گروهی سخاوتمندانه از آن چشم پوشیدند. داور خدا است و بازگشتگاه روز جزاست.
حضرت علی (ع) خلافت را حق خود می دانستند، اما حرمت دین و وحدت مسلمانان را برتر از آن می دیدند و می فرمودند: می دانید سزاوارتر از دیگران به خلافت منم به خدا سوگند بدان چه کردید گردن می نهم، چندان که مرزهای مسلمانان ایمن بود و کسی را جز من ستمی نرسد. من خود این ستم را پذیرفتم و اجر این گذشت و فضیلتش را چشم می دارم و به زر و زیوری که بدان چشم دوخته اید دیده نمی گمارم. 
ایشان تا شش ماه از بیعت با ابوبکر سر باز زد. خلافت ابوبکر به درازا نکشید. وی در جمادی الثانی سال 13 هجری درگذشت و چنان که نوشته اند در آخرین روز زندگی عمر را به جانشینی خود معین کرد علی (ع) در این باره فرمایند: شگفتا! کسی که در زندگی می خواست خلافت را واگذارد، چون اجلش رسید کوشید تا آن را به عقد دیگری درآورد. 
عمر در ذی الحجه سال بیست و سوم از هجرت با خنجری که به پهلوی او زدند، در بستر افتاد و پس از چند روز درگذشت. پیش از مردن، شش تن از یاران پیغمبر، یعنی حضرت علی (ع)، عثمان، زبیر، سعد پسر ابووقاص، عبدالرحمان پسر عوف و طلحه را که در آن روز در مدینه نبود نامزد کرد تا به مشورت بپردازند و در مدت سه روز خلیفه مسلمانان را تعیین کنند.
خود حضرت در این باره می فرمایند: چون زندگانی او بسر آمد گروهی را نامزد کرد و مرا در جمله آنان درآورد. خدا را. چه شورائی! من از نخستین چه کم داشتم که مرا در پایه او نپنداشتند و در صف اینان گذاشتند؟ ناچار با آنان انباز و با گفتگوشان دمساز گشتم. اما یکی از کینه راهی گزید و دیگری داماد خود را بهتر دید و این دوخت و آن برید تا سومین به مقصود رسید. پس از به خلافت رسیدن عثمان به علل مختلف مردم بر وی شوریدند و او را به قتل رساندند. 
سپس به سراغ امیرالمومنین (ع) رفتند و از ایشان خواستند تا خلافت را بر عهده گیرند. 
حضرت علی (ع) خود در این مورد گوید: به خدایی که دانه را کفید و جان را آفرید، اگر این بیعت کنندگان نبودند و یاران حجت بر من تمام نمی نمودند و خدا علما را نفرموده بود تا ستمکار شکمباره را برنتابند، و به یاری گرسنگان ستمدیده بشتابند، رشته این کار را از دست می گذاشتم و پایانش را چون آغازش می انگاشتم، و چون گذشته خود را به کناری می داشتم، و می دیدید که دنیای شما را به چیزی نمی شمارم و حکومت را پشیزی ارزش نمی گذارم. 
بار خدایا! تو می دانی که من در پیِ زمامداری و حکومت و برتری جویی و ریاست نبودم؛ بلکه تنها در پیِ اقامه حدود و اجرا کردن شریعت، نهادن امور بر جای خود، رساندن حقوق صاحبان حق، حرکت بر روش پیامبرت و هدایت گمراهان به نور هدایت بودم. علی (ع) در دوران خلافت سه خلیفهٔ اول در جنگ‌ها شرکت نکرد.
در زمان خلافت حضرت سه جنگ با سه دسته با نام های ناکثین، قاسطین و مارقین درگرفت. علت جنگ جمل (جنگ با ناکثین) آن بود که طلحه و زبیر از این که در حکومت علی (ع) به استانداری منطقه ای منصوب شوند مأیوس و نومید شدند. از طرف دیگر، از جانب معاویه به هر دو نفر نامه ای، تقریباً به یک مضمون، رسید که آنان را به «امیرالمؤمنین» توصیف کرده و یادآور شده بود که از مردم شام برای آن دو بیعت گرفته است و باید هر چه زودتر شهرهایکوفه و بصره را اشتغال کنند، پیش از آن که فرزند ابوطالب بر آن دو مسلط شود و شعار آنان در همه جا این باشد که خواهان خون عثمان هستند و مردم را بر گرفتن انتقام او دعوت کنند.
این دو صحابی ساده لوح فریب نامه ی معاویه را خوردند و تصمیم گرفتند که از مدینه به مکه بروند و در آنجا به گردآوری افراد و ساز و برگ جنگ بپردازند و عایشه همسر رسول خدا (ص) همراه آنان سوار بر شتر سرخ مو عازم جنگ شد. عایشه می گفت: مردم! عثمان به ناحق کشته شده است و من انتقام خون او را می گیرم.
جنگ با شکست ناکثین پایان یافت. سپس حضرت کوفه را به عنوان مرکز خلافت برگزیدند که دو علت آن این است که: بیشتر سربازان و جان نثاران امام را مردم کوفه و حوالی آن تشکیل می دادند. زیرا امام برای سرکوبی پیمان شکنان به وسیله صحابی بزرگ، عماریاسر و فرزندان گرامی خود امام حسن (ع) از مردم کوفه، که مرکز مهم عراق بود، استمداد طلبید و گروه انبوهی از مردم آن منطقه به ندای امام پاسخ مثبت گفتند و همراه نمایندگان وی عازم جبهه شدند پس از آن که امام در نبرد با ناکثان پیروز شد و دشمن را تار و مار ساخت، حق شناسی ایجاب می کرد که از خانه و زندگی این مردم دیدن کند و لبیک گویان و جهادگران خود را تقدیر و متقاعدان و بازماندگان از جهاد را توبیخ و مذمت نماید.
امام (ع) می دانست که شورش پیمان شکنان گناهی است از گناهان معاویه که آنان را به نقض میثاق تشویق کرده. اکنون که تیر این یاغی به خطا رفته و شورش پایان یافته بود باید هر چه زودتر ریشه ی فساد قطع و شاخه ی شجره ی ملعونه ی بنی امیه از پیکر جامعه اسلامی بریده می شد. لذا با سپاهی عظیم از کوفه حرکت فرمود و در بیابان صفین با معاویه برخورد کرد. و به این ترتیب، نبردی سخت و طولانی بین سپاه عراق و شام درگرفت.
جنگ صفین هر چند به سود امام (ع) پیش رفت ولی به علت جهالت عده ای و فریبکاری عمروعاص کار به حکمیت کشید. در حکمیت هم حکم امام (ع) که خلاف میل ایشان انتخاب شده بود جهالت کرد و خلافت به عهده معاویه افتاد.
پس از جنگ صفین جهالی که تن به حکمیت دادند گفتند گناه کرده ایم و توبه کردیم، علی (ع) نیز باید توبه کند. سپس در محلی به نام نهروان جمع شدند و شروع به ایجاد اخلال در کار امام (ع) نمودند. تلاش امام (ع) برای هدایتشان بی فایده بود، بنابراین لشگری را عازم جنگ با آنان کردند که در نهایت با شکست خوارج پایان یافت.
خلافت ظاهری آن حضرت قریب به پنج سال طول کشید و در بیشتر آن با منافقان مشغول قتال و جدال بودند و پیوسته بعد از حضرت رسول (ص) مظلوم بودند و اظهار مظلومیت خویش می فرمودند و از کثرت نافرمانی و نفاق مردم خویش دلتنگ بودند و طلب مرگ از خدا می نمودند و از شهادت خود بدست ابن ملجم (یکی از بازماندگان خوارج) خبر می دادند و گاهی می فرمودند که چه مانع شده است بدبخت ترین امت را که محاسن مرا از خون سرم خضاب کند؟
و سرانجام در 63 سالگی پس از 30 سال امامت در شب 19 ماه مبارک رمضان سال چهل هجری حضرت سیدالاوصیاء بدست شقی ترین فرد هنگامی که مشغول خواندن نماز صبح در مسجد کوفه بود  توسط عبدالرحمن بن ملجم و با یک شمشیر زهرآگین از ناحیهٔ سر ضربت خورد. از اولین و آخرین محاسن مبارکش از خون سر خضاب شد و در شب بیست و یکم ماه رمضان که مصادف با (10 یا 11 بهمن ماه 39 خورشیدی)  شب جمعه بود، رحلت فرمودند و در نجف به خاک سپرده شدند.

از میان آثار به جای مانده از امام علی (ع) مشهورتر از همه، مجموعه ای از خطبه ها، نامه ها و کلمات قصار آن حضرت (حکمت ها) است که تحت عنوان نهج البلاغه گردآوری شده و در قرن چهارم، توسط یکی از علمای بزرگ به نام سیّد رضی (395 406 ق) تنظیم گردیده است.

نخستین همسر امیرالمؤمنین علی (ع) که 9 سال تمام، تنها همسر امام به حساب می آمد، حضرت فاطمه زهرا علیهاسلام بود.
بعد از شهادت او، امام چند بار دیگر ازدواج فرمود که نام همسرانش از این قرار است: امامة دختر ابوالعاص، اسماء دختر عمیس، فاطمه کلابیه، معروف به ام البنین، ام سعید دختر عروة بن مسعود ثقفی، خولة دختر ، جعفر بن قیس، صهباء معروف به ام حبیب دختر ربیعه، لیلی دختر مسعود، محیاة دختر امرء القیس، ام شعیب مخزومیه، ، هملاء دختر مسروق نهشیله.
هنگام شهادت امیرالمؤمنین علیه السلام، چهار تن از همسرانش زنده بودند: امامه، ام البنین، اسماء بنت عمیس، لیلی بنت مسعود. 

فرزندان امام علی علیه السلام را 25 (و در روایات دیگر، 27، 33، یا 35) نفر دانسته‌اند، که نام برخی از آنان در تاریخ ثبت شده است:
- از حضرت فاطمه زهرا علیهاسلام: حسن، حسین، محسن، زینب و ام کلثوم
- از خوله: محمد بن حنفیه
- از ام البنین: عبدالله، جعفر اکبر ، عباس و عثمان
- از ام حبیب: رقیه و عمر (دو قلو)
- از اسماء: یحیی و محمد اصغر
- از ام سعید: نفیسه، زینب صغری، رقیه صغری
- از ام شعیب مخزومیه: ام الحسن و رمله
- از هملاء: ابوبکر و عبدالله
- از امامه: محمد اوسط
- از محیاة: خدیجه، ام هانی، تمیمه، میمونه و فاطمه
شهادت ایشان چهارشنبه 10 بهمن ماه 39 خورشیدی یا 30 ژانویه 661 میلادی می باشد.
شنبه, 25 اسفند 1397 00:06
انارک نیوز - امام نهم شيعيان حضرت جواد (ع) در ۱۰ رجب سال ۱۹۵ هجری (دوشنبه 22 فروردین ماه 190 خورشیدی) در مدينه ولادت يافت. نام نامی اش محمد معروف به جواد و تقی است. مادر گرامي اش سبيکه يا خيزران است.
امام محمد تقی (ع) هنگام شهادت جانگداز حضرت رضا (ع) در اواخر ماه صفر سال 203 هجری 8 ساله بود و اولین امامی بود که در خردسالی به این مقام می‌رسید. در آغاز امامت در چند نوبت با فقیهان بزرگ زمان خود مناظراتی برگزار كرد كه اغلب در مجلس خلیفه صورت گرفت.
مأمون خليفه عباسی او را از مدینه به بغداد منتقل و دختر خويش ام الفضل را به ازدواج او درآورد تا مراقبی  دايمی و از درون خانه بر امام گمارده باشد. اصحاب و شاگردان زیادی از جمله حضرت عبدالعظیم حسنی را تربیت کرد. دوران عمر آن امام بزرگوار 25 سال و دوره امامتش 17 سال بوده است.
معتصم عباسی از حضرت جواد (ع) دعوت کرد که از مدينه به بغداد بيايد. امام جواد (ع) در ماه محرم سال 220 هجری وارد شد.
معتصم سمی کشنده در انگور وارد و به خانه امام فرستاد تا برادرزاده اش ام الفضل به شوهرش بخوراند. امام نهم ما در آخر ماه ذيقعده سال 220 هجری (سه شنبه 6 آذرماه 214 خورشیدی) در بغداد به سرای جاويدان شتافت. قبر مطهرش در در قبرستان قریش در کاظمين و در کنار قبر جد بزرگوارش حضرت موسی بن جعفر (ع) زيارتگاه شيعيان و دوستداران است.
حضرت جواد (ع ) از ام الفضل فرزندی نداشت. حضرت امام محمد تقی زوجه ديگری به نام سمانه مغربيه مشهور به ام ولد داشته است. فرزندان آن حضرت عبارت بودند از: امام هادى عليه السلام، موسى مبرقع و دو دختر به نامهاى فاطمه و امامه.
زادروز ایشان دوشنبه 22 فروردین ماه 190 خورشیدی یا 11 آوریل 811 میلادی و شهادت سه شنبه 6 آذرماه 214 خورشیدی یا 27 نوامبر 835 میلادی می باشد.
شنبه, 18 اسفند 1397 11:56
انارک نیوز - تولد امام دهم شيعيان حضرت امام علی النقی (ع) را پانزدهم ذيحجه سال 212 هجری قمری (پنجشنبه 19 اسفندماه 206 خورشیدی) در یکی از محله‌های نزدیک مدینه به نام صریا (که روستایی بوده که توسط امام کاظم بنا شده)  نوشته اند. پدر آن حضرت، امام محمد تقی جوادالائمه (ع) و مادرش سمانه بود. نام آن حضرت - علی - کنيه " ابوالحسن " و لقبهای مشهور آن حضرت "هادي" و "نقي" بود. وی را با فرزندش حسن بن علی، «امامین عسکریین» می‌خوانند. 
حضرت امام هادی (ع) پس از پدر بزرگوارش در سن 8 سالگی به مقام امامت رسيد و دوران امامتش 33 سال بود.
مورخان و محدثان نوشته اند که امام جماعت حرمين (= مکه و مدينه) از سوی دستگاه خلافت، به متوکل عباسی نوشت: اگر تو را به مکه و مدينه حاجتی است ، علی بن محمد را از اين ديار بيرون بر، که بيشتر اين ناحيه را مظيع و منقاد خود گردانيده است. اين نامه و نامه حاکم مدينه نشان دهنده نفوذ معنوی امام هادی (ع) در سنگر مبارزه عليه دستگاه جبار عباسی است.
از زمان حضرت امام محمد باقر (ع) و امام جعفر صادق (ع) و حوزه چهار هزار نفری آن دوران پربار، شاگردانی در قلمرو اسلامی تربيت شدند که هر يک مشعلدار فقه جعفری و دانشهای  زمان بودند، و بدين سان پايه های دانشگاه جعفری و موضع فرهنگ اسلامی ، نسل به نسل نگهبانی شد و امامان شيعه، از دوره حضرت رضا (ع) به بعد ، از جهت نشر معارف جعفری آسوده خاطر بودند، به خصوص که از دوره زندانی شدن حضرت موسی بن جعفر (ع) به بعد ديگر چنين فرصت بزرگی برای تعلیم و نشر برای امامان بزرگوار ما - که در برابر دستگاه عباسی دچار محدوديت بودند و تحت نظر حاکمان ستمکار - چنان که بايد و شايد پيش نيامد.
متوکل که از دشمنان سرسخت آل علی (ع) بود و بنا به دستور او بر قبر منور حضرت سيدالشهداء (ع) آب بستند و زيارت کنندگان آن مرقد مطهر را از زيارت مانع شدند امر کرد آن حضرت را در محله عسکر در سامرا سالها نگاه دارند تا همواره زندگی امام ، تحت نظر دستگاه خلافت باشد. برخی از بزرگان مدت اين زندانی و تحت نظر بودن را - بيست سال - نوشته اند. با اين همه در برابر شکوه و هيبت حضرت هادی (ع) هميشه بيمناک و خاشع بود  
امام که به دنيا و مال دنيا اعتنايی نداشت پيوسته با لباس پشمينه و کلاه پشمی روی حصيری که زير آن شن بود مانند جد بزرگوارش علی (ع) زندگی مي کرد و آنچه داشت در راه خدا انفاق مي فرمود.  
از يارانش حضرت عبدالعظيم حسنی است که"نسب شريفش به چهار واسطه به حضرت امام حسن مجتبی عليه السلام منتهی مي شود." از اکابر محدثين و اعاظم علماء و زاهدان و عابدان روزگار خود بوده است و از اصحاب و ياران حضرت جواد (ع) و حضرت امام هادی  (ع) بود. 
حضرت هادی (ع) در 3 رجب سال 254 هجری (یکشنبه 11 تیر ماه 247 خورشیدی) به وسيله زهر به دستور معتمد عباسی به شهادت رسيد. در سامرا در خانه ای که تنها فقط فرزندش امام حسن عسکری بر بالين او بود و در همان خانه ای که در آن بيست سال زندانی و تحت نظر بود، سرانجام به خاک سپرده شد.

حضرت هادی (ع) يک زن به نام سوسن يا سليل و پنج فرزند داشته است . 1- ابومحمد حسن (ع)  (امام عسکری (ع) يازدهمين اختر تابناک ولايت و امامت است.) 2- حسين 3- سيد محمد که يک سال قبل از پدر بزرگوارش فوت کرد، جوانی بود آراسته و پرهيزگار که بسياری  گمان مي کردند مقام ولايت به وی منتقل خواهد شد. قبر مطهرش که مزار شيعيان است در نزديکی سامرا مي باشد. 4- جعفر 5- عايشه يا به نقل شادروان شيخ عباس قمي "عليه"
زادروز ایشان پنجشنبه 19 اسفندماه 206 خورشیدی یا 9 مارس 828 میلادی و شهادت یکشنبه 11 تیر ماه 247 خورشیدی یا 1 ژوئیه 868 میلادی می باشد.
پنج شنبه, 16 اسفند 1397 11:46
انارک نیوز: نام مبارک امام پنجم محمد است. لقب آن حضرت باقر يا باقرالعلوم است، مادرش فاطمه دختر امام حسن مجتبی (ع) است. پدرش امام زين العابدين، علی بن الحسين (ع) است . وی اولین شخصی است که نسب پدر و مادرش به حضرت فاطمه زهرا علیهاسلام می رسد. 
 تولد حضرت باقر (ع) در روز نخست رجب سال 57 هجری (شنبه 22 اردیبهشت ماه 56 خورشیدی) در مدينه اتفاق افتاد. در واقعه جانگداز کربلا همراه پدر و در کنار جدش حضرت سيد الشهداء کودکی بود که به چهارمين بهار زندگيش نزديک مي شد.
دوران امامت امام محمد باقر (ع) از سال 95 هجری که سال درگذشت امام زين العابدين (ع) است آغاز شد و تا سال 114 ه.ق يعنی مدت 19سال و چند ماه ادامه داشته است. در دوره امامت امام محمد باقر (ع) و فرزندش امام جعفر صادق (ع) مسائلی مانند انقراض امويان و بر سر کار آمدن عباسيان و پيدا شدن مشاجرات سياسی و ظهور سرداران و مدعيانی مانند ابومسلم خراسانی  و ديگران مطرح است،
سيرت و صورتش ستوده بود. پيوسته لباس تميز و نو مي پوشيد. در کمال وقار و شکوه حرکت مي فرمود. از آن حضرت مي پرسيدند: جدت لباس کهنه و کم ارزش مي پوشيد، تو چرا لباس فاخر بر تن مي کنی؟
پاسخ مي داد: مقتضای تقوای جدم و فرمانداری آن روز، که محرومان و فقرا و تهيدستان زياد بودند، چنان بود. من اگر آن لباس بپوشم نمي توانم تعظيم شعائر دين کنم. در زمان این امام، عده‌ای متمایل به رهبانیّت و ترک دنیا بودند که با مخالفت امام مواجه می‌شدند. 
در روزهای گرم برای رسيدگی به مزارع و نخلستانها بيرون مي رفت، و با کارگران و کشاورزان بيل مي زد و زمين را برای  کشت آماده مي ساخت.
امام باقر (ع) نيز چون زمينه قيام مسلحانه در آن زمان - به علت خفقان فراوان و کمبود حماسه آفرينان - فراهم نبود، از اين رو، نشر معارف اسلام و فعاليت علمی را و هم مبارزه عقيدتی و معنوی با سازمان حکومت اموی را ، از اين طريق مناسب تر مي ديد،
موضع انقلابی برادرش " زيد " را نيز تأييد مي کرده است. زید سرانجام عليه هشام  اموی، در سال (120يا 122) زمان امامت امام جعفر صادق (ع) خروج کرد و دستگاه جبار، ناجوانمردانه او را به قتل رساند. بدن مقدس زيد را سالها بر دار کردند و سپس سوزانيدند.
فرزندان آن حضرت را هفت نفر نوشته اند: جعفر بن محمد الصادق (ع) و عبدالله که مادرشان ام فروه دختر قاسم بن محمد بن ابی بکر بود. ابراهيم و عبيدالله که از ام حکيم بودند و هر دو در زمان حيات پدر بزرگوارشان وفات کردند. علی و زينب و ام سلمه که از ام ولد بودند.
سرانجام در هفتم ذيحجه سال 114 هجری (سه شنبه 11 بهمن ماه 111 خورشیدی) در سن 57 سالگی در مدينه به وسيله هشام مسموم شد و چشم از جهان فروبست. پيکر مقدسش را در قبرستان بقيع - کنار پدر بزرگوارش - به خاک سپردند.
زادروز ایشان شنبه 22 اردیبهشت ماه 56 خورشیدی یا 12 می 677 میلادی و شهادت سه شنبه 11 بهمن ماه 111 خورشیدی یا 31 ژانویه 733 میلادی می باشد.

دوشنبه, 06 اسفند 1397 12:00
انارک نیوز - فاطمه (علیها السلام) در سال پنجم پس از بعثت و در روز 20 جمادی الثانی (هشتم فروردین هشت سال قبل از هجرت به خورشیدی) در مکه به دنیا آمد. نام پدر محمد بن عبدالله (ص) (رسول گرامی اسلام، خاتم پیامبران الهی و برترین مخلوق خداوند) و مادر خدیجه دختر خویلد (از زنان بزرگ و شریف قریش و نخستین بانویی است که به اسلام گرویده است و پس از پذیرش اسلام، تمامی ثروت و دارایی خود را در خدمت به اسلام و مسلمانان مصرف نمود) می باشد. 
او با سختی‌ها و مشکلات فراوان بزرگ شد و هنوز یکی دو سال بیشتر از عمر شریفش نگذشته بود که با پدر بزرگوارش در شعب ابوطالب گرفتار تحریم اجتماعی بت‏ پرستان شد و در حدود پنج سالگی که از آن محاصره نجات یافت، مادر مهربانش را از دست داد. در هشت سالگی مجبور به هجرت به مدینه شد. شگفت ترین کنیه اش "ام ابيها" يعنی "مادر پدرش" مي باشد که نشان دهنده علاقه بسيار زياد فاطمه (ع)  به پدر بزرگوارش است.
وقتی در 9 سالگی به سن بلوغ رسید سرانجام حضرت امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (ع)، یگانه شخصیتی که صلاحیت همسری و هم‌شأنی با او را داشت، به خواستگاری او آمد. جشن ازدواج در ماه رجب سال دوم هجرت انجام شد. ثمره این ازدواج مبارک، 5 فرزند به نامهای حسن و حسین (امام حسن (ع) و امام حسین (ع) از امامان 12 گانه می‌باشند که در دامان چنین مادری تربیت یافته‌اند و 9 امام دیگر (به غیر از امام علی (ع) و امام حسن (ع)) از ذریه امام حسین (ع) می‌باشند و بدین ترتیب و از طریق فاطمه (ع) به رسول خدا (ص) منتسب می‌گردند و از ذریه ایشان به شمار می‌روند. و به خاطر منسوب بودن ائمه طاهرین (به غیر از امیر مؤمنان (ع)) به آن حضرت، فاطمه (ع) را "ام الائمه" (مادر امامان) گویند)، زینب (پس از واقعه عاشورا، و در امتداد حرکت امام حسین (ع)، آن چنان قیام حسینی را نیکو تبیین نمود، که پایه‌های حکومت فاسق اموی به لرزه افتاد و صدای اعتراض مردم نسبت به ظلم و جور یزید بارها و بارها بلند شد. تا جایی که حرکت های گسترده‌ای بر ضد ظلم و ستم او سازمان گرفت.)، ام کلثوم (پس از عاشورا حضور داشت و نقشی عمده در آگاهی دادن به مردم ایفا نمود.) و محسن (که در جریان وقایع پس از پیامبر (ص) سقط شد) بود.
حضرت رسول می‌فرمود: "فاطمه پاره تن من است هر کس او را بیازارد مرا آزرده است." اما بیش از 9 سال طول نکشید که دست پر مهر رسول خدا از سر آنها برداشته شد. پيامبر (ص) در بستر بيماری افتاد و رنگ رخسارش نمايانگر واپسين لحظات عمرش بود. در سال يازدهم هجری در آخر ماه صفر با وفات پیامبر اکرم (ص)، فاطمه (ع) غرق در سوگ و ماتم شد. او عمگین فقدان رسول خدا و غصب حق وصی او (سفارش رسول خدا (ص) و ابلاغ فرمان الهی توسط ایشان در روز غدیر، مبنی بر نصب امام علی (ع) به عنوان حاکم و ولی مسلمین پس از پیامبر (ص)  که  توسط عده ای نادیده گرفته شد و آنان در محلی به نام سقیفه جمع گشتند و از میان خود ابوبکر را به عنوان حاکم برگزیدند و شروع به جمع‌آوری بیعت از سایرین برای او نمودند.) بود.
عمر با عده ای به خانه‌ی فاطمه هجوم آوردند و با تازیانه دست مبارکش را آزردند و پهلوی او را که برای دفاع از حریم ولایت به‌پا خواسته بود، شکستند، بر گردن شیر خدا ریسمان بستند و او را به مسجد کشاندند. اما فاطمه پس از این جنایات هولناک که باعث سقط جنین او شد، باز دست از فداکاری و حمایت خود بر نداشت و با همان حال به دنبال امیرالمؤمنین به مسجد رفت و با استفاده از مقام و شخصیت خود، علی (ع) را از دست غاصبین نجات داد و سپس به خانه آمد و در بستر بیماری افتاد. 
غاصبین حق امیرالمومنین و زهرا به این هم بسنده نکردند و فدک (فدک قریه‌ای است که تا مدینه حدود 165 کیلومتر فاصله دارد و دارای چشمه جوشان و نخل های فراوان خرماست و خطه‌ای حاصلخیز می‌باشد. پیامبر (ص) آن را به فاطمه (ع) بخشید.) را که حق مسلم حضرت زهرا بود غصب کردند تا دست آنها را از مال دنیا هم کوتاه کرده باشند.
باید توجه داشت صحت ادعای فاطمه (ع) چنان واضح و روشن بود و استدلال های او آن چنان متین و استوار بیان گردید که دیگر برای کسی جای شک باقی نمی‌ماند و بسیاری از منکرین در درون خود به وضوح آن را پذیرفته بودند. دلیل این معنا آنست که عمر خلیفه دوم هنگامی که فتوحات اسلامی گسترش یافت و نیاز دستگاه خلافت به در آمد حاصل از آن بر طرف گردید، فدک را به امیر مؤمنان (ع) و اولاد فاطمه (ع) باز گرداند. اما بار دیگر در زمان عثمان فدک غصب گردید.
سرانجام فاطمه بر اثر شدت ضربات و لطماتی که به او بر اثر هجوم به خانه‌اش و وقایع پس از آن وارد گشته بود، بیمار گشت و در بستر بیماری افتاد. در چنین روزهایی بود که ابابکر و عمر به عیادت حضرت آمدند. فرمود: "شما من را به غضب آوردید و هرگز من را راضی ننمودید؛ در نزد پیامبر. شکایت شما دو نفر را خواهم نمود."
سرانجام روز سوم جمادی الثانی سال یازدهم هجری (6 شهریور ماه 11 خورشیدی) فرا رسید. دخت پیامبر، بر اثر حوادث ناشی از هجوم به خانه ایشان، دنیا را ترک نموده و به شهادت رسید. در حالی که از عمر مبارکش بنا بر مشهور، 18 سال بیشتر نمی‌گذشت و بنا بر مشهور تنها 95 روز پس از رسول خدا در این دنیا زندگی نمود.
خبر شهادت آن حضرت فوراً در بین مردم انتشار یافت و مدینه یک‌پارچه عزا و گریه شد . سیل جمعیت برای دلداری و تسلیت امیرالمؤمنین و فرزندان خردسال فاطمه به طرف آن خانه کوچک سرازیر بود تا کم‌کم خورشید غروب کرد. 
مردم متفرق شدند و علی تنها شد. شب بود؛ او شخصاً برای تغسیل و تدفین اقدام فرمود. شبانه آن بدن آزرده را همراه باران اشک خود غسل داد و کفن نمود و با عده کمی از شیعیان خاص خود بر او نماز خواند و بدن بی‌جان فاطمه را در گوشه‏ ای دور از چشم بیگانگان به‌خاک سپرد؛ سپس با دستی خالی و سینه‏ ای پردرد به سوی قبر مطهر رسول خدا رو کرد و با کلماتی دلسوز خاطر خود را تسلی داد. 
صبح شد و مسلمان‌ها که از تدفین فاطمه (ع) خبر نداشتند جمع شدند. وقتی که از دفن زهرا مطلع شدند با کمال جسارت خواستار نبش قبرش شدند که ناگهان با غرش شیر خدا، نفس‌ها در سینه‏ ها حبس شد و از تصمیم خود منصرف شدند.
قبر مطهر فاطمه (ع) باید تا قیام فرزند عزیزش حجه بن الحسن (عج) مخفی بماند تا سندی زنده بر مظلومیت آن بانو و گواهی بر ظلم و ستم قاتلین او باشد و او به ظلم و بی عدالتی در سراسر گیتی پایان دهد.
شهادت ایشان سه شنبه 6 شهریور ماه 11 خورشیدی یا 28 آگوست 632 میلادی می باشد.